شهاب الدين احمد سمعانى

183

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

24 . - المعزّ المذلّ معنى « معزّ » عزيزكننده است ، و معنى « مذلّ » خواركننده . يكى را خلعت رفعت مىپوشد و لا ميل ، و يكى را تاج به تاراج مىدهد و لا جور . چون ربّ العزّة خواهد كه بنده را تاج اعزاز بر سر نهد ، به بساط رازش راه دهد ، و چون خواهد كه داغ بر رخسارش نهد ، به سوط انتقام از مقام قربش براند . وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ ، وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ ، وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ . 1 همه اعزّهء طريقت را از خوف اين مقام دل و جگر بسوخت و انّ الرّجل ليعمل به عمل اهل الجنّة و هو عند اللّه من اهل النّار ؛ و انّ الرّجل ليعمل به عمل اهل النّار و هو عند اللّه من اهل الجنّة . سابقتى رانده چنان كه دانسته ، عاقبتى نهاده چنان كه خواسته ، از بشريّت تيرى ضعيف تركيب در وجود آوردند و آن / a 58 / تير بر كمان علم ازل نهاده و در هدف حكم ابد انداخته ، اگر راست رود ، ثنا و احسنت 2 اندازنده را ؛ و اگر كژ رود ، لعنت مر تير را 3 . شعر قد تحيّرت فيك خذ بيدى * يا دليلا لمن تحيّر فيكا بيت حيرت اندر حيرتست و تشنگى در تشنگى * گه گمان گردد يقين و گه يقين گردد گمان 4