شهاب الدين احمد سمعانى

مقدمهء مصحح 26

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

مانند منهاج اهل السّنّة . سواى آن ، در فقه كتابى نوشت جامع به نام القواطع ، كه خواننده را از ديگر كتابهاى فقهى بىنياز مىكند ، و كتاب الخلاف كه مشتمل بر هزار مسألهء خلاف است . نيز كتابهاى الانتصار در ردّ قدريّه ، و كتاب الاصطلام در ردّ ابى زيد الدّبوسى . عبد الكريم سمعانى مىنويسد كه منصور به سال 462 به حجاز رفت و به مذهب شافعى درآمد ، در حالى كه گرايش خود را به مذهب شافعى مىپوشانيد ، تا آنگاه كه به مرو بازگشت و مردم از گرايش او به فروع شافعى آگاه شدند و اين مسئله براى او رنجها و دشمنهايى فراهم آورد ، اما از تعلّق خاطر او به فروع شافعى كاسته نشد . اواخر عمر را در مرو وعظ مىگفت و مجلس حديث برگزار مىكرد تا آنكه در روز جمعه 23 ربيع الاول از سال 489 در گذشت و تن او را در دامن سجدان - گورستانى در مرو - به خاك سپردند . « 28 » احمد سمعانى نيز در همين كتاب ، چندين بار سخنان پدرش را نقل كرده ، و از او به صورتهاى « پدرم » ، « شيخ الاسلام پدرم » ، « مهتر ما شيخ الاسلام » ياد كرده است . اقوال مزبور مىنماياند كه ابى المظفر منصور سمعانى با آنكه در تفسير و حديث و فقه استادى توانا و فزون‌مايه بوده است و ليكن به ظاهر اين علوم بسنده نكرده بوده ، بل به كنه آراى زهدآميز و باطن علوم مذكور نيز رسيده بوده ، و به تعبيرى ديگر در كنار دانش بسيار بينشى استوار نيز داشته بوده است ، دو بالى كه اگر يكى از آنها بشكند مرغ انديشه را طيرانى درخور به دست نمىآيد . به دو سه نمونه از سخنان پدر مؤلف توجه كنيد : « آن مهم‌تر ما گفتى شيخ الاسلام - قدّس اللّه روحه - كه در اين عالم صد هزار عبد الرزاق و عبد الوهاب و عبد الرحيم است اما يك عبد اللّه نبينى . » / a 20 / « شيخ الاسلام گفتى : سى سال دانشمندى را با صوفيى در ديگى كردند و آتش در بستند و مىجوشيدند ، چون برآورند هر دو خام بودند . » / a 21 / « شيخ الاسلام پدرم - قدّس اللّه روحه - گفتى : بسيار بو سعدان و بو الفتوحان‌اند و هيچ جاى فتوحى و سعادتى نه . » / b 77 / « پدرم گفت - قدّس اللّه روحه - در يحبّهم : محبت وى

--> ( 28 ) - الانساب ، ورق 307 الف . نيز - صفدى ، الوافى بالوفيات 3 / 214 . از منصور سمعانى ، پدر مؤلف روح الارواح ، در بيشترينهء منابع حديث و رجال ياد شده و نام و نشان او در سلسلهء روات بسيارى از احاديث آمده است .