شهاب الدين احمد سمعانى

142

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

نثار كرد و در خانقاه دل با زاويه‌دار نفس مكّار نقار كرده ، و اينك نوح برگزيدهء / b 44 / بر كشيده را آيت إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ 131 بر جگر زده و شيطان با وى در كشتى نشانده و فلذهء كبدش را بر در زده ، و اينك خليل را حلّهء خلّت پوشانيده و به قبّهء قربت و هودج رسالت رسانيده ، پس آنگاه نمرود طاغى را برگماشته و تخم عداوت خليل در سينه‌اش بكاشته تا آن مدبر نكوهيده كردار گران ديدار 132 سوداها پيموده و هوسها نموده و آن مهتر عهد را در منجنيق بلا نهاده و او از عالم تحقيق در عين تصديق نعرهء امّا اليك فلا زده ، و به آخر باد دولت بزيده و پشّهء لنگ به يك بال نخوت آن 133 مدبر را به باد برداده . اينك يعقوب را هفتاد سال در بيت الاحزان آورده و سلطان عشق را بر اطراف ولايت دلش گماشته . و اينك يوسف را در سر چهار سوى مصر در صفّ عبيد به من يزيد كرده و به چند درم نبهره بفروخته و به آخر خريدار به دركوب آمده وَ كانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ . و اينك موسى را به هزار ناز و اعزاز به حضرت راز آورده و آنگه در درد و گداز آورده . و اينك زكريّاى معصوم را ارّه بر فرق نهاده و تا قدم به دو بياورده . و اينك يحياى پاك را روى بر خاك نهاده و چون گوسفند سر وى بريده . بيت اين همه مىكند و ليك از بيم * مرد را زَهره نى كه آه كند 134 زانكه رويش بسان آيينه است * آه آيينه را تباه كند اختلاف نسخه‌ها