شهاب الدين احمد سمعانى
94
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
17 . - القهّار حق - جلّ جلاله - قاهر است و قهّار . قال اللّه تعالى : وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ . * و قال تعالى : الْواحِدُ الْقَهَّارُ . * و معنى قهّار جبّار است كه آنچه مراد و مشيّت اوست مىداند و به رضا و سخط كس ننگرد . شعر اذلّ فيا حبّذا من مذلّ * و من سافك لدمى مستحل اذا ما تعزّز قابلته * بذلّ و ذلك جهد المقلّ و او - جلّ جلاله - هر كه را خواهد به هر چه خواهد قهر كند . آوردهاند كه يكى را از خلفاى بنى عبّاس غلامى 1 بود كه آن غلام را به پنج هزار درم 2 خريده بود ، چون وقت وفات آن خليفه آمد و رشتهء عمرش باريك گشت و روز اميدش تاريك شد بفرمود تا اركان دولت و بزرگان حضرت را حاضر كردند براى عقد بيعت يكى از اولاد خود . و اين غلام كه صاحب الجيش بود بر سر او ايستاده بود و آن خليفه با اين جماعت بر بالايى بودند 3 ، باتّفاق آن خليفه به آن غلام نگرست 4 غلام پنداشت كه از وى گناهى در وجود آمده است و اين نظر نظر سخط است ، از هيبت آن نظر باز پس مىآمد تا آنگاه كه از بالا درافتاد و گردنش بشكست و هلاك گشت و آن خليفه را در وقت وفات در رسيد ، او را در آن خانه بنهادند ، چون باز آمدند موشى را ديدند 5 آمده ، و آن چشم را كه به آن چشم به آن غلام