شهاب الدين احمد سمعانى
مقدمهء مصحح 15
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
نعمت ديد ، در گذشت به خاك رسيد محنت ديد ، بر وى نشست كرّوبيان از عالم خود ندا كردند و گفتند : اى وصف پادشاهى ترا با خاك يك درجه آشنايى ، خاك را از تو به چه نسبت روشنايى ؟ گفت : او محنت من دارد ، من محبت نقطهاى كه او بر زبر دارد و من در زير دارم ، » « 12 » نيز در اواخر سدهء هفتم يا اوايل قرن هشتم هجرى ، يكى از دانشيان آشنا به اين كتاب آن را خلاصه و گزين كرده ، كه پيرامون اين گزيده در همين مقدمه سخن خواهم گفت . اما از آنجا كه برخى از خانقاهيان دانشى مانند سيد اشرف جهانگير سمنانى ( م 832 ) در ترجمهء احوال امير حسينى غورى هروى ( 671 - 718 ) كتابى به عنوان روح الارواح را در كنار نگاشتهء مشهور همو به اسم نزهة الارواح نام بردهاند ، « 13 » نخست استاد بوركوى ) yokroB ( و به نقل از او استاد رضا مايل هروى « 14 » همين روح الارواح را به نادرست براساس نسخهء موزه كابل ( بنگريد به پس از اين ) از امير حسينى غورى دانستهاند . پس از آنها ، دو دانشمند همزمان ما ، استاد محمد تقى دانشپژوه و استاد بديع الزمان فروزانفر بر نسخههاى موجود اين كتاب به تحقيق و تدقيق پرداختند كه اينك عين پژوهش آنها را به نظر خوانندهء ارجمند مىرسانيم : گفتار استاد فروزانفر دربارهء مؤلف روح الارواح روح الارواح كتابى است در شرح و تفسير اسماء حسنى بر طريقهء واعظان و مذكران ، مشحون به حكايات و قصص پيمبران و گاهى رجال اسلام از صحابه و صوفيه و زهاد ، و مشتمل بر احاديث نبوى و اقوال بزرگان دين و اشعار عربى و فارسى ، كه بعضى از خود مصنف ، و برخى از سنايى و شعراى ديگر است كه من آنها را هنوز نشناختهام . مصنف بىگمان نظرى به كتاب التحبير فى علم التذكير
--> ( 12 ) - رسالهء لوائح ، طبع رحيم فرمنش ، ص 31 . اين عبارات با اندك اختلافى در متن حاضر آمده است . ( 13 ) - - نظام الدين يمنى ، لطائف اشرفى ، ملفوظات جهانگير سمنانى ، 2 / 366 ؛ و قياس كنيد با : جامى ، نفحات الانس ، ص 650 ، كه عين عبارات لطائف را نه تنها در اين مورد آورده ، بلكه بيشترينهء بهرهء دوم نفحات را از همين كتاب گرفته است . نيز - سيد وحيد اشرف ، نفحات الانس پرتحقيقى نظر ( اردو ) كه تأثير شگرف لطائف اشرفى را بر نفحات جامى براى نخستين بار نشان دادهاند . نويسندهء دانشمند فتوكپى مقالهء خود را برايم ارسال داشتهاند ، از روى اين فتوكپى آشكار نيست كه اين مقالهء ارزنده در كدام مجلهء منتشره در هندوستان عرضه شده است . ( 14 ) - سرگذشت امير حسينى غورى هروى ، ص 73 .