شهاب الدين احمد سمعانى
49
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
مَلك الموت جفاى تو زمن جان نبرد * چون به جان رختِ سرافيل وفاى تو كشم چه كند عرش كه او غاشيهء من نكشد * چون به جان غاشيهء حكم و قضاى تو كشم جز هوا نسپرم آنگه كه هواى تو كنم * جز وفا نشمرم آنگه كه جفاى تو كشم 19 به خداى ار تو به هوش و خردم راى كنى * هر دو را گوش گرفته به سراى تو كشم ور تو بر من به دل و جان و تنم حكم كنى * هر سه را رقص كنان پيشِ هواى تو كشم اى جوامرد ! مور ضعيف چهره در مقابلهء قوّت نهنگى بر صورت مار كجا پديد آيد . بيت اى زلفِ تو چون مار و چو مور اين دل فرد * با مار كجا بسربَرَد روز نبرد مسكين مورم قصدِ سيهمار تو كرد * تا مارِ تو مر مورِ مرا پاك بخورد 20 اى جوامرد ! مور ضعيف نهاد مختصر تركيب حقير شكل را اگر طمع افتد كه بر فلك اعلى شود ، محال بود . به حقّ حق كه عجز تو در مقابلهء جلال او بيشتر از عجز آن مور است در مقابلهء قوّت آن مار . آن قومى را روى به سنگى آورد و قومى را روى به كلوخى ، و قومى را روى به شرق ، و قومى را روى به غرب ، و قومى در تك و پوى ، و قومى در جستوجوى ، و جماعتى در گفتوگوى ، و طايفهاى در هاىوهوى 21 . و الحقّ عزيز و الطّريق بعيد و المركب ضعيف 22 و القرب بعد و الوصل هجر ، الحقائق مصونة و المعانى فى الغيب محصونة / a 14 / و الاسرار فى خزائن الغيب مخزونة و بيد الخلق القيل و القال . بيت گر در غمِ تو نيست شَوَم ننگى نيست * صد جان به ترازوى تو چون سنگى نيست اندر طلبِ تو وز توام رنگى نيست 23 * مور ار به فلك بر نرسد جنگى نيست