شهاب الدين احمد سمعانى

مقدمهء مصحح 13

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

واحدا . انه وتر يحب الوتر ، من حفظها دخل الجنّة . « 6 » بارى ، مبحث اسماء حسنى كه در منابع اساسى اسلامى ، يعنى قرآن و حديث ، آمده محل تأمل ، تحقيق و تدقيق بسيارى از محققان ، اعم از حكيمان ، عارفان ، متكلمان و . . . ، شده و موجب تأليف و تصنيف رساله‌ها و كتابهاى كوتاه و بلند در اين زمينه گرديده است ، « 7 » كه از آن ميان پيران خانقاهى و عارفان روشندل در اين مورد گوى سبقت را از ديگران ربوده‌اند و نكته‌هاى شگرف در اين خصوص ظاهر كرده‌اند كه دل‌انگيز است و انگيزه برانگيز . خانقاهيان نه تنها پيرامون مسائل علمى دربارهء اسماء حسنى به بحث و فحص پرداخته‌اند و از اسماء ذاتى و ثبوتى و توقيفى و قياسى ، و صفات فعلى و معنوى و ذاتى حق تعالى سخنهايى در خور تأمل و نيز اقوال گونه‌گون مطرح كرده‌اند ، « 8 » بلكه از نامهاى خداى سبحان در آداب عملى و سير و سلوك روزمرهء خانقاهى نيز بهره مىبردند ، و از اين راه در پرورانيدن و تربيت رهروان خانقاه استفاده مىكردند . چنان كه از ابو سعيد ابو الخير آورده‌اند كه « چون مريد را تلقين كردى نزد خود مىنشاند و اسماء اللّه بر او مىخواند ، و نگاه به مريد مىكرد تا به كدام اسمى در او تغيير پيدا مىشود ، از هر اسم كه در او تغيير پيدا مىشد مىفرمود كه به آن اسم ذكر بگو ، تا زمانى كه كار مريد به آن اسم تمام مىشد ؛ باز او را مىنشاند و اسماء اللّه بر او مىخواند و باز از هر اسمى كه تغيير در وى مىديد به آن ذكر مىفرمود ؛ و هلمّ جرّا . به اين نوع ، تربيت مريد مىنمود تا كار او در فقر به اتمام مىرسيد . » « 9 »

--> ( 6 ) - - ابن ماجه ، سنن 2 / 1269 ؛ بخارى ، صحيح 4 / 276 ؛ مسلم ، صحيح 4 / 2063 ؛ سيوطى ، الجامع الصغير 1 / 362 ؛ فخر رازى ، لوامع البيّنات 19 . ( 7 ) - حتى در فرهنگ عامهء مسلمانان ( فلكلور rolkloF ) نيز به اسماء اللّه توجهى در خور شده ، و امثال و سوگندهايى پيرامون نود و نه نام و هزار و يك نام بارى تعالى رواج يافته ، و نيز انتخاب مهره‌هاى تسبيح كه گاهى نود و نه و گاهى نهصد و نود و نه دانه دارد ، پيوند عميق اين نكته را با آداب عملى مسلمانان مىنماياند . ( 8 ) - محمد غزالى ، المقصد الاسنى 78 ؛ محمد لاهيجى ، مفاتيح الاعجاز 170 ؛ مستملى بخارى ، شرح التعرف لمذهب التصوف 1 / 341 ؛ ابن عربى ، الفتوحات المكية ، « باب معرفت الاسماء » 2 / 398 - 399 و 4 / 196 ؛ شيخ صدوق ، التوحيد ، « باب اسماء » ، ص 185 . ( 9 ) - محمد لاهيجى ، مفاتيح الاعجاز ، 703 . لازم به ياد آورى است كه همين شيوه را گويا ابن عربى ( م 638 ) نيز به كار مىبرده ، و ظاهرا در اين مورد از ابو سعيد متأثر است . نيز لازم به تذكر است كه همهء پيران ديده‌ور چنين دريافتى از اسماء حسنى نداشتند ، اقوال آنان در اين خصوص مختلف و گاه رد گونه‌اى است بر يكديگر . چنانچه ابو يزيد بسطامى مىگفته است كه « آن كس كه به چهار اسم اول و آخر و ظاهر و باطن محظوظ گشت ولىّ كامل باشد ، و شيخ ابو القاسم قشيرى گفته است كه اين چنين كس هنوز ولىّ كامل نباشد . » ابن بزّاز ، صفوة الصفاء ، تحرير دوم ، خطى ، ورق 91 ب .