شهاب الدين احمد سمعانى
8
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
بيت تكيه بر جان رهى كن كه ترا باد فدا * چه كنى تكيه بر آن گوشهء دار افْرِينا 9 و سرّى ديگر ازين عزيزتر هست ، و آن آن است كه اين « لا » دارى است بر سر چهار سوى ارادت جبّارى زده ، و سيّاف مشيّت را نصب كرده تا اگر عقل بو الفضول پاى بهاندازهء گليم فرونكند - چنان كه گفتهاند كه مدّ رجليك و على قدر الكساء - به دست قهر از دار « لا » ش درآويزد تا عبرت ديدهها و سبب بيدارى سينهها بود . فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ 10 . اى درويش ! هر آنكه آهنگ حضرت الّا اللّه كند بر لا إله كه نهنگوار دهان قهر گشاده است - گذر بايد كرد تا اين نهنگ قهر جمله صفات او از معاصى و طاعات فروبرد ، آنگه به حضرت دولت الّا اللّه رسد مفرد و مجرّد ، نه بر دل غبارى ، نه بر پشت بارى ، نه با كس شمارى ، نه بر دل بازارى و نه در سينه آزارى ، نه با هيچ مخلوق كارى فهو مجرّد باللّه 11 ، و الخلف عند الله 12 . و تختهء دل را از غبار اغيار بمحانيده 13 ، نهاد را زهر قهر چشانيده و همّت را از ذروهء عرش درگذرانيده ، از كون رميده ، با دوست آرميده ، گوى طرب در ميدان طلب انداخته ، تيغ قهر از نيام رجوليّت آهخته 14 ، با دوست از ميان جان ساخته ، بر نطع عشق مهرهء دل بباخته ، شست طلب در درياى دولت انداخته ، خانومان بشريّت به جملگى برانداخته ، تختهء هوا پاك كرده ، جامهء جفا چاك كرده 15 . / b 2 / اختلاف نسخهها