الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
783
إحياء علوم الدين ( فارسى )
آن براى ديگر اجزاى برگ برسد براى تغذيت و تنميت و [ زينت ] او « 113 » ، و طراوت و نضارت او بماند ، و همچنين سوى ديگر اجزاى ميوهها . پس اگر به طبع خود سوى فرود حركت كند ، سوى بالا چگونه حركت كرد ؟ و اگر آن به كشيدن كشنده است ، چه چيز آن كشنده را مسخر گردانيد ؟ پس اگر در آخر به خالق آسمانها و زمين و جبار ملك و ملكوت رسد ، چرا در اول كار بدان حواله كرده نشود ؟ چه نهايت جاهل بدايت عاقل باشد . و از آيتهاى او ملكوت آسمانهاست و آن چه در آن است از ستارگان . [ 585 ] و همه كار آن است . و هر كه همه را دريابد و عجايب آسمانها از او فوت شود ، همه از او فوت شده باشد بتحقيق . چه زمين و درياها و هوا و هر جسمى كه بيرون آسمانهاست به اضافت « 114 » آسمانها چون قطره است در دريا ، و خردتر از آن . پس بنگر كه چگونه خداى - عز و جل - كار آسمان و ستارگان را در كتاب خود بزرگ گردانيده است ، چه هيچ سورتى نيست كه نه بر تفخيم آن در موضعها مشتمل است ، و بدان بسيار قسم آمده است در قرآن ، چون قول حق تعالى : وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ « 115 » - قسم ياد كرد به آسمان كه دوازده برج دارد - و قول او : وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ النَّجْمُ الثَّاقِبُ « 116 » - قسم ياد كرد به آسمان و همهء ستارگان ، چه طلوع ايشان به شب باشد ، و هر چه شب آيد او را طارق گويند ، پس گفت : چه دانى تو كه طارق چيست ؟ مترجم مىگويد : و اين جايى گويند كه مراد تعظيم باشد . پس آن را به قول خود النَّجْمُ الثَّاقِبُ تفسير فرمود ، اى ، ستاره و نيز روشن كننده . و قول او : وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها « 117 » - قسم ياد كرد به خورشيد و روشنى آن . و قول او : فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوارِ الْكُنَّسِ « 118 » - و اين قسم است به پنج ستاره كه در مجراى خود رجوع كند و باز پس گردد ، و اين زحل و مشترى و مريخ و زهره و عطارد است ، و « لا » مؤكده است ، و اين اشارت است به رجعت و انعكاس و استقامت ايشان ، و معنى الْجَوارِ الْكُنَّسِ آن است كه « روندگان در كِناس « 119 » شونده » ، اى ، در موضعها غايب شونده . و اين بدان گويند كه وقتى در تحت الشعاع باشند ، و وقتى ظاهر شوند ، اما در مشرق و اما در مغرب - و گفت : وَ النَّجْمِ إِذا هَوى « 120 » - اين سوگندى است به غروب پروين و طلوع رقيب آن « 121 » . اگر چه « نجم » مطلق ستاره را گويند ، پروين را بخصوص هم گويند ،
--> ( 113 ) تنميت ، نمو دادن . نسخهء قاهره : براى تعزيت و تنميت و ترتيب او ، نسخهء دانشگاه : براى تعذيت و تهنيت و تربيت او ، عربى : ليغذيها و ينميها و يزينها ( همان جا ) . ( 114 ) به اضافت ، به نسبت . ( 115 ) بروج 85 - 1 . ( 116 ) طارق 86 - 1 - 3 . ( 117 ) شمس 91 - 1 . ( 118 ) تكوير 81 - 15 و 16 . ( 119 ) كناس ، خوابگاه آهو ، نهانگاه . ( 120 ) نجم 53 - 1 . ( 121 ) رقيب هر ستاره ستاره يا صورتى است كه مقابل آن قرار دارد و با طلوع يكى ديگرى غروب كند . نجم يا ثريا همان ستارهء پروين است ، و رقيب آن اكليل ( رأس العقرب ) و آن سه ستاره است بر پيشانى عقرب و منزل هفدهم قمر است و نزد احكاميان منزلى نحس به شمار مىرود ( لغت نامه ) ، و اين غير از اكليل شمالى ( فكّه ، كاسهء درويشان ) و اكليل جنوبى ( قبّه ) است .