الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
695
إحياء علوم الدين ( فارسى )
اهمال ، و پند دهد او را چنان كه بندهء متمرد گريخته را . چه نفس بطبع متمرد است از طاعتها و گردن كشنده است از عبوديت ، و ليكن وعظ و تأديب در او تأثير كند ، وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ ، « 27 » اى ، ياد ده ، چه ياد دادن ، سود دارد مؤمنان را . پس اين و آن چه بدان ماند اول مقام مرابطت است با نفس ، و آن محاسبت پيش از عمل است . و محاسبت گاهى پس از عمل باشد ، و گاهى پيش از آن براى ترسانيدن . حق تعالى گفت : وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ ، « 28 » اى ، بدانيد كه خداى - عز و جل - بداند آن چه در نفسهاى شماست ، پس بترسيد از او . و اين براى مستقبل است . و هر نظرى كه در كثرت و مقدار باشد براى دانستن زيادت و نقصان آن را محاسبه گويند . پس نظر در آن چه پيش روى بنده است در روز او تا زيادت آن از نقصان بداند از محاسبه باشد . و حق تعالى گفت : إِذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا . « 29 » اى ، چون سفر كنيد در راه خداى - عز و جل - درنگ كنيد و به جا آريد . و گفت : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا ، « 30 » اى ، اى كسانى كه بگرويديد ، اگر فاسقى خبر آرد شما را ، صدق او از كذب بدانيد . و گفت : وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ ، « 31 » اى ، ما آفريديم آدمى را و بدانيم آن چه نفس او با او حديث گويد . اين بر تحذير و تنبيه گفت تا در مستقبل از آن احتراز كند . و عبادة بن صامت - رضى اللّه عنه - روايت كرد كه پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت ، مردى را كه از او درخواست كه او را وصيت كند و پند دهد : إذا أردت امرا فتدبّر عاقبته فان كان رشدا فامضه و ان كان غيّا فانته عنه ، اى ، چون كارى خواهى عاقبت آن بينديش ، اگر راه راست باشد بگذران ، و اگر گمراهى باشد باز ايست از او . و حكيمى گفت : چون خواهى كه عقل هوى را غالب باشد ، شهوت مران تا عاقبت بنگرى ، چه درنگ پشيمانى در دل بيش از درنگ سبكى شهوت باشد . لقمان گفت : مؤمن عاقبت را ببيند و از پشيمانى آن ايمن باشد . و شداد بن اوس روايت كرد كه پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : الكيّس من دان نفسه و عمل لما بعد الموت ، و الاحمق من اتبع نفسه هواها و تمنّى على اللّه الامانية ، اى ، زيرك آن كسى است كه با نفس خود حساب كند و عملى كه پس از مرگ را شايد به جاى آورد ، و احمق آن كسى است كه نفس خود را پسرو هواى خود گرداند [ 519 ] و بر خداى آرزو برد آرزوها . و عمر - رضى اللّه عنه - گفت : حساب كنيد پيش از آن كه با شما حساب كرده شود ، و بسنجيد پيش از آن كه سنجيده شويد ، و مستعد عرض أكبر باشيد . و همو نوشت به أبو موسى اشعرى كه با نفس خود در تناسانى حساب كن پيش از سختى حساب . و همو كعب « 32 » را گفت : چگونه مىيابى
--> ( 27 ) ذاريات 51 - 55 . ( 28 ) بقره 2 - 235 . ( 29 ) نساء 4 - 94 . ( 30 ) حجرات 49 - 6 . ( 31 ) ق 50 - 16 . ( 32 ) كعب أحبار .