الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

685

إحياء علوم الدين ( فارسى )

الاعلى كالحلس البالي من خشية اللّه تعالى ، اى ، بگذشتم شب معراج من و جبرئيل بر ملأ اعلى چون پلاس پوسيده‌اى - يعنى كسايى كه بر پشت شتر مىاندازند - از بيم خداى تعالى . و همچنين صحابه ترسان بودند ، و ترس ايشان به ترس پيغامبر - عليه السلام - نمىرسيد . و براى آن ابن عمر - رضى اللّه عنهما - گفت : به حقيقت ايمان نرسى تا همهء مردمان را در دين خداى احمق ندانى . و مطرّف گفت : هيچ كس از مردمان نيست كه نه او - بينه و بين اللّه - احمق است ، الاّ آن است كه بعضى حمق آسانتر از بعضى است . و پيغامبر - عليه الصّلاة و السلام - گفت : لا يبلغ عبد حقيقة الايمان حتّى ينظر إلى النّاس كالاباعر في جنب اللّه ثمّ يرجع إلى نفسه فيجدها احقر حقير ، اى ، بنده‌اى به حقيقت ايمان نرسد تا مردمان را چون اشتران بيند در جنب خداى ، پس به نفس خود باز گردد و او را « 152 » حقيرترين حقير يابد . پس صادق در جميع اين مقامات عزيز است . پس درجات صدق نهايت ندارد . و باشد كه بنده را در بعضى كارها صدق بود ، بيرون بعضى ، و اگر در همه كارها صادق باشد به حقيقت صديق بود . سعد بن معاذ - رضى اللّه عنه - گفت : سه چيز است كه من در آن قوىام ، و در جز آن ضعيف : نماز نگزاردم از آن روز باز كه اسلام آوردم پس با نفس خود حديث گفتم تا آن گاه كه از آن فارغ شدم . و در پس جنازه‌اى نرفتم پس با نفس خود حديث گفتم به غير آن چه او گويد و آن چه او را گويند « 153 » تا از دفن او فارغ شديم . و نشنيدم از پيغامبر - عليه السلام - كه سخنى گفت كه نه بدانستم كه آن حق است . پس ابن المسيب گفت : گمان نبرم كه اين خصلتها فراهم آيد مگر در پيغامبر - عليه السلام - پس اين صدق است در اين كارها . و بسيار كس از بزرگان صحابه نماز گزاردند و پس جنازه‌ها رفتند و بدين حد نرسيدند . پس اين درجات صدق است و معانى آن و سخنانى كه از مشايخ روايت كرده‌اند در « حقيقت صدق » ، در اغلب جز آحاد اين معنيها را متعرض نباشد . آرى ، ابو بكر ورّاق گفت : صدق سه است : صدق توحيد ، و صدق طاعت ، و صدق معرفت . صدق توحيد عامهء مؤمنان راست . حق تعالى گفت : وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ ، « 154 » اى ، آن كسانى كه بگرويدند به خداى و پيغامبران ، ايشانند صِدّيقان . و صدق طاعت اهل علم و ورع راست . و صدق معرفت اهل ولايت را كه ايشان اوتاد زمين‌اند . و اين همه بر آن گردد كه در صدق ششم ياد كرديم ، و ليكن اقسام آن چه صدق در اوست ياد كرده شد ، و اين نيز همهء قسمها را محيط نيست . و جعفر صادق ( ع ) گفت : صدق مجاهده است ، و آن كه بر خداى جز خداى را اختيار نكنى ، چنان كه بر تو جز تو را اختيار نكرد . پس گفت : هُوَ اجْتَباكُمْ ، « 155 » اى ، او برگزيد شما را . و گفته‌اند

--> ( 152 ) نفس خود را . ( 153 ) يعنى سؤال و جواب ميت با نكير و منكر . ( 154 ) حديد 57 - 19 . ( 155 ) حج 22 - 78 .