الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

50

إحياء علوم الدين ( فارسى )

إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ ، « 130 » اى بدرستى كه خداى - عز و جل - نگرداند حال قومى را تا ايشان حال خود نگردانند . و اين همه ارباب دلها را منكشف است واضح‌تر از مشاهدهء نظر . چه در نظر امكان غلط است ، چه باشد كه بعيد را قريب بيند و بزرگ را كوچك ، و در مشاهدهء دل امكان غلط نيست . و كار در گشاده شدن بصيرت دل است ، و الا چيزى كه پس از گشادگى آن ديده شود ، دروغ در آن صورت نبندد . و در قول حق تعالى ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى ، « 131 » اشارت بدان است . مرتبهء سوم مرتبهء ناجيان است . و به « نجات » سلامت مىخواهم بس ، بيرون سعادت و فوز . و ايشان [ 36 ] قومىاند كه خدمت نكرده‌اند تا تشريف يابند ، و بدى نكرده‌اند تا معذّب باشند . و اشبه آن است كه اين حال ديوانگان و كودكان از كافران و معتوهان باشد ، و جماعتى كه دعوت بديشان نرسد در اطراف شهرها ، و بر نادانى و بى معرفتى زيند ، پس ايشان را نه معرفتى باشد و نه انكارى و نه طاعتى و نه معصيتى و نه وسيلتى كه ايشان را به قرب رساند و نه جنايتى كه ايشان را دور گرداند . پس ايشان نه از اهل بهشت باشند ، نه اهل دوزخ ، بلكه نزول ايشان در منزلتى باشد ميان دو منزلت ، و مقامى ميان دو مقام كه شرع آن را اعراف خوانده است . و آن كه طايفه‌اى از خلق در آن باشند بيقين معلوم است از آيات و اخبار و انوار اعتبار . « 132 » و ليكن حكم كردن به عين ، [ بخصوص ] چون حكم كردن مثلا كه « كودكان از آن جمله‌اند » ، مظنون است و يبقينى نيست ، و اطلاع بدان بتحقيق در علم نبوت باشد ، و دور است كه مرتبهء اوليا و علما بدان رسد . و اخبار در حق كودكان نيز متعارض است . چه عايشه - رضى اللّه عنها - چون يكى از كودكان وفات كرد گفت : عصفور من عصافير الجنّة ، اى ، گنجشكى از گنجشكان بهشت باشد . پيغامبر - عليه السلام - در آن انكار فرمود و گفت : و ما يدريك ، اى ، تو چه دانى ؟ اشكال و [ اشتباه ] در اين مقام غالب‌تر است . مرتبهء چهارم مرتبهء فايزان است . و ايشان عارفان‌اند نه مقلّدان ، و هم ايشان مقربان سابقان‌اند ، چه مقلد اگرچه فايز باشد به سبب مقام ، او در بهشت از اصحاب يمين بود . و اين جماعت مقربان‌ند . و آن چه ايشان بينند از حد بيان گذشته است . و مقدارى كه ذكرش ممكن است آن است كه قرآن تفصيل فرموده است ، و پس از بيان خداى بيانى نتواند بود . آن چه عبارت از آن در اين عالم ممكن نيست آن است كه حق تعالى مجمل فرموده است : فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ ، « 133 » اى ، پس نداند نفسى آن چه براى ايشان پوشيده شد از چيزى كه بدان چشمان روشن شده است . و پيغامبر -

--> ( 130 ) رعد 13 - 11 . ( 131 ) نجم 53 - 11 . ( 132 ) زبيدى : . . . من الآيات و الاخبار من انواع الاعتبار ( 8 - 564 ) . ( 133 ) سجده 32 - 17 .