الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
668
إحياء علوم الدين ( فارسى )
است با روشنى ، و بعضى قوى است با پوشيدگى . و اختلاف درجات آن در خفا و جلا فهم نكنى مگر به مثالى . و ظاهرتر مشوّشات اخلاص ريا است ، پس از آن مثالى ياد كنيم و گوييم : شيطان آفت بر نماز كننده در آرد هر گاه كه در نماز خود مخلص باشد . پس چون كسى در او نگرد يا بر او در آيد ، گويد كه نماز نيكو كن تا اين حاضر به چشم وقار و صلاح در تو نگرد و تو را حقير ندارد و غيبت نكند . پس جوارح او خاشع شود و اطراف او ساكن گردد و نماز نيكو كند . و اين رياى ظاهر است . و آن بر مريدان مبتدى پوشيده نماند . درجهء دوم آن كه مريد اين آفت دريابد و از آن حذر كند و شيطان را در آن فرمان نبرد و التفات ننمايد ، و در نماز خود استمرار نمايد چنان كه بود . پس در معرض خير بر او در آيد و گويد : تو متبوعى و به تو اقتدا كنند و در تو نگرند ، و آن چه كنى از تو روايت شود ، و تو را مقتدا سازند ، پس ثواب اعمال ايشان تو را باشد اگر نيكو كنى ، و بزه بر تو بود اگر بد كنى ، پس عمل خود پيش او نيكو كن ، چه شايد كه در خشوع و تحسين عبادت به تو اقتدا كنند . و اين غامضتر از اول است ، و باشد كه بر او فريفته شود كسى كه به اول فريفته نشود . و اين نيز عين ريا است و باطل كنندهء اخلاص . چه اگر او خشوع و حسن عبادت را خيرى داند كه ترك آن غيرى را « 108 » نپسندد ، پس چرا در خلوت براى نفس خود [ پسندد ] « 109 » . و امكان ندارد كه نفس غير او بر او عزيزتر از نفس او باشد . پس اين محض تلبيس است . بلكه مقتداى به آن ، باشد كه در نفس خود استقامت پذيرفته باشد و دل او روشن شده و نور او به غير او رسيده پس او را بر آن ثواب باشد ، و اما اين محض نفاق و تلبيس است . پس كسى كه به دو اقتدا كند ، او را بر آن ثواب دهند ، و اما او را به تلبيس او مطالبت كنند ، و بر اظهار او بر نفس خود آن چه بدان متصف نيست معاقب گردانند . درجهء سوم و آن باريكتر است از آن چه [ 501 ] پيش از آن است . آن كه بنده نفس خود را در آن بيازمايد و بر كيد شيطان متنبه شود ، و داند كه مخالفت او ميان خلوت و مشاهدهء ديگرى محض ريا است ، و داند كه اخلاص در آن باشد كه نماز او در خلوت مثل نماز او بود در ملأ ، و شرم دارد از نفس خود و از پروردگار خود كه براى مشاهدهء خلق خشوعى زيادت از عادت خود اظهار كند ، پس روى به نفس خود آرد در خلوت ، و نماز نيكو كند بر وجهى كه در ملأ پسندد ، و در ملأ نيز همچنان كند . پس اين نيز از رياى غامض است ، چه نماز خود در خلوت نيكو كرد تا در ملأ نيكو كند و ميان آن فرقى نبود ، پس التفات او در خلوت و ملأ به خلق ريا باشد . بلكه اخلاص آن است كه ديدن ستوران نماز او را و ديدن مردمان يكى باشد . پس چنانستى كه نفس او مسامحت نمىكند به
--> ( 108 ) ترك خير را براى غيرى . ( 109 ) زبيدى : فلم يرتضى لنفسه . . . ( 10 - 58 ) .