الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

652

إحياء علوم الدين ( فارسى )

مگر به نيت . پس اگر نيت حاضر نشود توقف كند به جهت آن كه نيت در تحت اختيار نيابد . بيان آن كه نيت در تحت اختيار داخل نيست ( 1 ) بدان كه جاهل را در تحسين نيت و تكثير آن وصيت كرديم تا قول پيغامبر - عليه السلام - « الاعمال بالنّيّات » بشنود ، پس در نفس خود در وقت تدريس يا بازرگانى يا نان خوردن گويد كه نيت كردم براى خداى درس گويم يا بازرگانى كنم يا نان خورم ، و پندارد كه آن نيت است ، و هيهات ! چه آن حديث نفس است يا حديث زبان يا انديشه يا انتقال از خاطرى به خاطرى ، و نيت از آن همه دور است . و نيت انبعاث « 69 » نفس است و ميل آن و روى آوردن آن سوى چيزى كه او را ظاهر شود كه در ارادت ممكن نگردد ، بلكه همچنان باشد كه سير گويد كه « نيت كردم كه طعام آرزو برم و بدان ميل كنم » يا فارغ گويد كه « نيت كردم كه بر فلان عاشق باشم و او را دوست دارم و به دل تعظيم كنم » . و آن محال است . بلكه در اكتساب صرف دل سوى چيزى و روى آوردن او بدان ، طريقى نيست مگر اكتساب سببهاى آن . و او از آن جمله است كه گاهى توان و گاهى نتوان . و در نشاط آمدن دل سوى فعل براى اجابت غرض باعث باشد كه موافق و ملايم نفس بود . و تا آدمى اعتقاد نكند كه غرض او به فعلى از افعال منوط است ، قصد او متوجه آن [ 489 ] نشود . و آن از آن جمله است كه اعتقاد آن در هر وقتى نتوان . و چون اعتقاد كرد ، دل روى بدان آورد چون فارغ باشد و به غرضى شاغل قوىتر از آن مصروف نبود . و آن در هر وقتى ممكن نگردد او را . و دواعى و صوارف را سببهاى بسيار است كه بدان جمع شود ، و آن به اشخاص و احوال و اعمال اختلاف پذيرد . پس هر گاه شهوت نكاح غالب شود ، و غرضى صحيح در فرزند دينا و دنيا اعتقاد نكند امكان ندارد كه مباشرت او بر نيت فرزند باشد ، بلكه ممكن نگردد مگر نيت قضاى شهوت ، چه نيت اجابت باعث است . و باعث نيست مگر شهوت ، پس فرزند چگونه نيت كند ؟ و چون بر دل او غالب نشد اقامت سنّت نكاح براى متابعت پيغامبر - عليه السلام - فضل آن بزرگ است ، امكان ندارد كه به نكاح متابعت سنت نيت كند ، الاّ آن كه به زبان و به دل بگويد ، و آن حديث محض باشد و نيت نبود . آرى ، طريق اكتساب اين نيت مثلا آن است كه اول ايمان خود به شرع قوى گرداند و ايمان خود به بزرگى ثواب كسى كه در تكثير امت محمد - عليه السلام - سعى نمايد [ تقويت كند ] ، و از نفس

--> ( 69 ) انبعاث ، بر انگيخته شدن ، در نشاط آمدن دل .