الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

647

إحياء علوم الدين ( فارسى )

اول آن كه اعتقاد كند كه آن خانهء خداى است ، و در روندهء آن زاير خداى . پس زيارت مولى بدان نيت كند بر اميد آن . چه پيغامبر - عليه السلام - بدان وعده فرموده است و گفته : من قعد في المسجد فقد زار اللّه و حقّ على المزور اكرام زائره ، اى ، هر كه در مسجد نشست حق تعالى را زيارت كرد ، و بر مزور « 44 » حق است كه زاير خود را اكرام فرمايد . دوم آن كه نماز را پس از نماز انتظار كند . پس در جملهء انتظار در نماز باشد ، « 45 » و معنى قول حق تعالى « وَ رابِطُوا » « 46 » آن است . و سوم رهبانيت به باز داشتن چشم و گوش و اندامها از حركت و ترددات ، چه « اعتكاف » « 47 » باز بودن است [ 485 ] و آن در معنى روزه است و آن نوع رهبانيت است . و براى آن پيغامبر - عليه السلام - گفت : رهبانيّة امّتى القعود في المساجد ، اى ، رهبانيت امت من نشستن است در مسجدها . و چهارم موقوف كردن همت بر حق تعالى ، و لازم گرفتن سرّ « 48 » انديشهء آخرت را ، و دفع شواغل ، كه روى از آن بگرداند بدانچه عزلت گزيند و در مسجد نشيند . و پنجم تجرد براى ذكر خداى ، يا شنيدن ذكر او ، يا تذكير ، چنان كه آمده است : من غدا إلى المسجد يذكر اللّه تعالى او يذكّر به كان كالمجاهد في سبيل اللّه تعالى ، اى ، هر كه بامداد به مسجد رود خداى را ياد كند يا ديگران را ياد دهد ، چون مجاهد باشد در راه خداى . و ششم آن كه أفادت علم نيت كند به « 49 » امر معروف و نهى منكر ، چه مسجد خالى نباشد از كسى كه نماز خود فراموش كند يا چيزى كه حلال نباشد ارتكاب نمايد ، پس او را امر معروف كند و به « دين » راه نمايد ، پس شريك شود با او در چيزى كه از او بياموزد و خيرات او تضاعف پذيرد . و هفتم آن كه برادرى الهى گيرد ، چه آن غنيمت است و ذخيرهء سراى آخرت . و مسجد آشيان اهل دين است و جماعتى كه خداى را دوست دارند و براى خداى دوستى كنند . و هشتم آن كه گناهان بگذارد از شرم حق تعالى ، و شرم آن كه در خانهء خداى چيزى ارتكاب نمايد كه هتك حرمت اقتضا كند . و حسن بن على - رضى اللّه عنهما - گفت : هر كه پيوسته در مسجد رود ، خداى - عز و جل - او را يكى از هفت خصلت روزى كند : برادرى كه براى خداى برادرى

--> ( 44 ) مزور ، آن كه او را زيارت كنند . ( 45 ) كسى كه در مسجد در انتظار نماز بنشيند خود در نماز است ( زبيدى 10 - 23 ) . ( 46 ) آل عمران 3 - 200 ، خود را آمادهء جنگ نگه داريد و مراقب كار دشمن باشيد . ( 47 ) اعتكاف ، توقف هميشگى در مسجد . ( 48 ) السّر ( و هو باطن القلب ، زبيدى ، همان جا ) . ( 49 ) به ، به وسيلهء .