الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

614

إحياء علوم الدين ( فارسى )

دشمنى برزد با كسى كه او را از حضرت خود دور گرداند اگر چه به قهر و قدرت خود او را به دشمنى و مخالفت مضطر كرده باشد ، چه او مطرود و ملعون است از حضرت ، اگر چه به ابعاد او بر سبيل قهر دور افتاده است ، و به طرد او بر سبيل اضطرار مطرود شده است . و دور گردانيده از درجات نزديكى بايد كه ممقوت و مبغوض باشد نزديك همهء محبان براى موافقت محبوب به اظهار خشم بر كسى كه محبوب بر او خشم ظاهر كرده است به دور كردن او . و بدين متقرر شود كل آن چه اخبار بدان وارد است از دشمنى و دوستى براى خداى و تشديد بر كافران و تغليظ بر ايشان و مبالغت در دشمنى ايشان ، با آن چه به قضاى خداى راضى باشد از آن روى كه قضاى خداى است . و مدد اين همه از سرّ قدر است كه در افشاى آن رخصت نيست . و آن چنان است كه شر و خير هر دو در مشيت و ارادت داخل‌اند ، و ليكن « شر » مراد مكروه است و « خير » مراد مرضى « 347 » . پس كسى كه گفت شر از خداى نيست جاهل است ، و همچنين كسى كه گفت هر دو از اوست و فرق ميان رضا و كراهيت نيست ، او نيز مقصر است . و در برداشتن پرده از آن دستورى نيست ، بلكه اولى خاموش بودن است از آن ، و بر أدب شرع رفتن . چه پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : القدر سرّ اللّه فلا تفشوه ، اى ، قدر [ 463 ] سرّ خداى است ، آن را آشكارا مكنيد . و آن به علم مكاشفه تعلق دارد . و غرض ما در اين حال بيان امكان است در آن چه حق تعالى خلق را تعبد فرموده است به جمع كردن ميان رضا به قضاى خداى ، و دشمن داشتن معاصى با آن چه از قضاى خداى است . و غرض ظاهر شد بى آن چه به كشف سر حاجت افتد . و هم بدين دانسته شود كه دعا براى مغفرت و عصمت از معاصى و ديگر سببها كه معين دين است مناقض رضا به قضاى خداى نيست ، چه خداى - عز و جل - بندگان را به دعا براى آن تعبد فرموده است كه دعاى ايشان صفاى ذكر و خشوع دل و رقت تضرع بيرون آرد ، و آن روشنايى دل باشد و كليد كشف و سبب تواتر مزاياى لطف ، چنان كه برداشتن كوزه و خوردن آب مناقض رضا به قضاى خداى نيست در ازالهء تشنگى . و خوردن آب طلب ازالت تشنگى است ، و مباشرت سببى است كه مسبب الاسباب مرتب كرده است ، پس همچنين دعا سببى است كه خداى تعالى مرتب كرده و بدان فرموده . و گفتيم كه تمسك به اسباب براى رفتن بر سنت خداى - عز و جل - مناقض توكل نيست ، و در « كتاب توكل » به استقصا بياورده‌ايم ، و مناقض رضا هم نيست ، چه رضا مقامى ملاصق « 348 » و متصل توكل است . آرى ، اظهار بلا در معرض شكايت ، و انكار « 349 » آن به دل بر خداى - عز و جل - مناقض رضاست ، و اظهار بلا بر سبيل شكر و كشف از قدرت حق تعالى مناقض نيست . و سلف

--> ( 347 ) مرضى ، پسنديده . ( 348 ) ملاصق ، متصل ، پيوسته . ( 349 ) انكار ، زشت شمردن .