الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
611
إحياء علوم الدين ( فارسى )
و در خبر مشهور است : من شهد منكرا فرضى به فكأنّه قد فعله ، اى ، هر كه منكرى بيند پس بدان راضى شود ، چنانستى كه آن بكرده باشد . و در حديث است : الدّال على الشّرّ كفاعله ، اى ، راهنماينده به بدى چون كنندهء آن است . و ابن مسعود - رضى اللّه عنه - گفت كه بنده از منكر غايب باشد و مثل بزه صاحب آن بر او بود . گفتند : اين چگونه تواند بود ؟ گفت : خبر آن بشنود و بدان راضى شود . و در خبر است : لو انّ عبدا قتل بالمشرق و رضى بقتله آخر في المغرب كان شريكه في قتله ، اى ، اگر بندهاى در مشرق كشته شود و ديگرى در مغرب به كشتن آن راضى باشد ، در كشتن او شريك بود . و حق تعالى در خيرات و باز بودن از بديها به حسد و منافست و از شرور پرهيزيدن فرموده است و گفته : فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ ، « 339 » اى ، در آن منافست كنندگان با يك ديگر منافست كنند . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : لا حسد الاّ في اثنين : رجل آتاه اللّه تعالى حكمة فهو يبثّها في النّاس و يعلّمها ، و رجل آتاه اللّه تعالى مالا فيسلّطه على هلكته في الحقّ ، اى ، حسد نيست مگر در دو چيز ، مردى كه حق تعالى او را حكمتى دهد و او آن را در ميان مردمان نشر كند ، و مردى كه خداى - عز و جل - او را مالى دهد و بر نيست كردن آن در حق مسلط گرداند . و در لفظ ديگر و رجل آتاه اللّه القرآن فهو يقوم به آناء اللّيل و النّهار فيقول الرّجل لو آتاني اللّه تعالى مثل ما أوتي هذا لفعلت كما يفعل ، اى ، مردى كه خداى - عز و جل - او را قرآن روزى كند ، پس او در ساعت شب و روز بدان قيام نمايد ، پس مرد گويد : اگر حق تعالى مرا مثل آن دهد ، هر آينه همان كنم . اما دشمنايگى كافران و بد كرداران و انكار كردن بر ايشان آن چه از شواهد قرآن و اخبار در آن وارد شده است بىشمار است . مثل قول او سبحانه و تعالى : لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ « 340 » اى ، مؤمنان كافران را دوستان خود نسازند . و قول او : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ ، « 341 » و قول او : وَ كَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً ، « 342 » اى ، همچنان روى بعضى از ظالمان به بعضى از ايشان گردانيم . و در خبر است : انّ اللّه تعالى أخذ الميثاق على كلّ مؤمن ان يبغض كلّ منافق و على كلّ منافق ان يبغض كلّ مؤمن ، اى ، خداى - عز و جل - پيمان بست با همهء مؤمنان كه همهء منافقان را دشمن دارند ، و بر همهء منافقان كه همهء مؤمنان را دشمن دارند . و گفت : المرء مع من احبّ ، اى ، مرد با آن كس باشد كه وى را دوست دارد . و گفت : من احبّ قوما و والاهم حشر معهم يوم القيامة ، اى ، هر كه قومى را دوست دارد و با ايشان [ 461 ] نزديكى بطلبد ، با ايشان بر انگيخته شود روز قيامت . و گفت : اوثق عرى الايمان الحبّ في اللّه و البغض في اللّه ، اى ، محكمترين ركنهاى ايمان دوستى است براى خداى
--> ( 339 ) مطفّفين 83 - 26 . ( 340 ) آل عمران 3 - 28 . ( 341 ) مائده 5 - 51 . ( 342 ) انعام 6 - 129 .