الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
38
إحياء علوم الدين ( فارسى )
شوند . و آن چه در بيدارى خواهد بود تو را ، در خواب جز به ضرب مثل كه به تعبير محتاج گرداند روشن نشود . پس همچنين آن چه در بيدارى آخرت خواهد بود ، در خواب دنيا تو را جز [ 26 ] در كسوت امثال روشن نگردد . و به كسوت امثال آن مىخواهيم كه از علم تعبير آن را بدانى . و اگر زيرك باشى سه مثال از آن تو را بس كند : مردى بر ابن سيرين آمد و گفت : در خواب ديدم چنانستى كه انگشترى در دست من است ، دهنهاى مردان و فروج زنان بدان مهر مىكنم . گفت : تو مؤذنى ، در ماه رمضان پيش از صبح بانگ نماز مىگويى . گفت همچنين است . و ديگرى آمد و گفت : در خواب ديدم كه زيت را در زيتون مىريزم . گفت : اگر در فراش تو كنيزكى است كه بخريدهاى از حال او تفتيش كن كه او مادر تو است ، زيرا كه زيتون اصل زيت است ، و ريختن زيت در زيتون باز گردانيدن باشد به اصل . پس تفحّص كردند ، معلوم شد كه آن كنيزك مادر اوست ، و در حال صغرِ او مادرش را برده كرده بودند . و ديگرى گفت : در خواب ديدم چنانستى كه دُر در گردن خوكان مىبندم . گفت : نااهلان را حكمت مىآموزى . و همچنان بود . و تعبير از اوّل تا آخر مثالى است كه طريق ضرب مثل تو را معلوم گرداند . و به مثل اداى معنى مىخواهم در صورتى ، كه اگر در معنى نگرى راست باشد ، و اگر در صورت نگرى دروغ بود . چه در خواب مؤذّن ، اگر در صورت « انگشترى و مهر كردن بدان بر دهن و فرج » نگرى دروغ باشد ، چه هرگز او آن مهر نكرده است ، و اگر در معنى آن نگرى راست ، چه روح مهر كردن و معنى آن از او حاصل آمده است ، و آن معنى است كه مراد از مهر آن باشد . و پيغامبران با خلق سخن نگويند مگر به ضرب امثال ، زيرا كه ايشان مكلّفند بدان كه با مردمان بر اندازهء عقل ايشان سخن گويند . و اندازهء عقل ايشان آن است كه ايشان در خواباند ، و خفته را چيزى كشف نشود مگر به مثل ، و چون بميرند بيدار شوند و بدانند كه مثل صادق است . و براى آن پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلّم - گفت : قلب المؤمن بين إصبعين من اصابع الرّحمن . و آن مثال است كه جز عالمان آن را در نيابند . و اما نظر جاهل از ظاهر مثال در نگذرد ، به سبب آن كه تفسيرى كه آن را « تأويل » گويند نداند ، چنان كه تفسير چيزى را از مثالها كه در خواب ديده شود « تعبير » خوانند ، پس خداى را دست و انگشت اثبات كند - تعالى عن قوله علوّا كبيرا - و همچنين در قول او - عليه الصلاة و السلام : ان اللَّه خلق آدم صورته . چه او از « صورت » جز لون و شكل و هيئت در نيابد ، پس خداى را مثل آن اثبات كند . و از اينجا بعضى در صفات الهى گمراه شدهاند تا به حدّى كه كلام او را صوت و حرف گفتهاند ، و همچنين صفتهاى ديگر را . و سخن در آن باب دراز است . و همچنين در كار آخرت ضرب مثلها آمده است كه ملحد آن را تكذيب كند ، چه نظر او از ظاهر مثال در نگذرد و نزديك او متناقض نمايد ، چون قول پيغامبر - عليه الصلاة و السلام : يؤتى بالموت