الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
533
إحياء علوم الدين ( فارسى )
و كاشكى بدانمى كه در وجود چيزى بزرگتر و عالىتر و شريفتر و كاملتر و عظيمتر از آفريدگار همهء چيزها ، و كمال دهنده و تزيين و ترتيب كننده و پيدا آرنده در بار اول ، و باز گرداننده در بار ديگر ، و تدبير فرماينده و پرورندهء آن است ؟ و هيچ صورت بندد كه حضرتى در ملك و كمال و جمال و بهاء و جلال بزرگتر از حضرت ربوبيت باشد كه صفت صفت كنندگان به مبادى جلال و عجايب احوال او محيط نشود ! پس اگر در آن شك ندارى ، بايد كه به شك نباشى در آن كه اطلاع بر اسرار ربوبيت و دانستن ترتيب كارهاى الهى كه به همهء موجودات محيط است عالىتر و لذيذتر و خوشتر و مشتهىتر همهء معرفتها و اطلاعهاست ، و سزاوارتر بدان كه نفسها چون بدان متصف شود كمال و جمال خود استشعار كند . و اولى كه فرح و شادى و استبشار « 64 » بدان بزرگتر باشد . و بدين روشن شود كه علم لذيذ است ، و لذيذتر علمها معرفت بارى [ تعالى ] و صفات و افعال او [ ست ] ، و تدبير او در مملكت [ خود ] از منتهاى عرش تا تخوم « 65 » زمين . پس بايد كه دانسته شود كه لذت معرفت قوىتر از ديگر لذتهاست ، اى لذت شهوت و خشم و لذت پنج حس ديگر . چه لذّت مختلف است : اول به نوع ، مثل مخالفت لذت جماع و لذت سماع ، و لذت معرفت و لذت رياست . و مختلف است به ضعف و قوّت ، چون مخالفت لذت كسى كه شبق « 66 » او در مباشرت بغايت رسيده باشد به اضافت كسى كه شهوت او در آن سست بود ، و چون مخالفت لذت نگريستن رويى كه در كمال خوبى باشد به اضافت آن در خوبيى كه كمتر از آن بود . و قوىتر لذتها بدان شناخته شود كه بر غير او « 67 » برگزيده آيد ، چه كسى كه مخيّر باشد ميان ديدن صورت خوب و تمتع به مشاهدهء [ 400 ] آن و ميان استنشاق بويهاى خوش ، چون ديدن خوبرويان اختيار كند دانسته شود كه صورتهاى خوب نزديك او لذيذتر از بويهاى خوش است ، و همچنين چون طعام حاضر باشد و وقت خوردن بود و شطرنج باز بر بازى استمرار نمايد و خوردن بگذارد ، معلوم شود كه لذت غلبهء شطرنج نزديك او قوىتر از لذت خوردن است . پس اين معيار صادق است و در روشن گردانيدن ترجيح لذتها . پس باز گرديم و گوييم : لذتها دو قسم است : ظاهر ، چون لذت پنج حس ، و باطن ، چون لذت رياست و غلبه و كرامت و علم و غير آن ، چه اين لذت مر چشم و گوش و بينى و لمس و ذوق را نيست . و معانى باطن بر اهل كمال غالبتر از لذتهاى ظاهر است . چه اگر مرد را مخيّر كنند ميان لذت هريسه و مرغ مثمن و لوزينه و ميان لذت رياست و قهر دشمنان و يافتن درجهء استيلا ، پس اگر مخيّر خسيس همت و مرده دل باشد و بهيميت بر وى غالب بود ، هريسه و شيرينى اختيار كند ، و اگر بلند همت و كامل عقل باشد ، رياست اختيار كند و گرسنگى و صبر كردن از ضرورت قوت روزها بسيار بر او آسان شود ،
--> ( 64 ) استبشار ، شادمانى ، سرور . ( 65 ) تخوم ( ج تخم و تخم ) ، حدود . ( 66 ) شبق ، آزمندى به جماع ، شدت شهوت . ( 67 ) بر لذت ديگر .