الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
513
إحياء علوم الدين ( فارسى )
دريابد ، تمامتر و كاملتر باشد ، پس ميل طبع سليم و عقل صحيح به دو قوىتر باشد . و دوستى را معنى نيست مگر ميل بدانچه در ادراك آن لذت است ، چنان كه تفصيل آن بخواهد آمد . پس اكنون دوستى خداى را منكر نشود مگر كسى كه به سبب قصور در حد بهايم باشد ، پس اصلا از ادراك حواس در نگذرد . اصل سوم آن كه پوشيده نيست كه آدمى نفس خود را دوست دارد ، و پوشيده نيست كه غير خود را براى نفس خود دوست دارد . آيا صورت بندد كه غير خود را براى ذات او ، نه براى نفس خود ، دوست دارد ؟ و اين از آن جمله است كه بر ضعفا مشكل است ، تا « 15 » پندارند كه صورت نبندد كه آدمى غير خود را براى ذات او دوست دارد تا نصيبى از او به دو باز نگردد بيرون ادراك ذات او . و حق آن است كه آن متصور و موجود است . پس بايد كه اقسام محبت و اسباب آن بيان كنيم . « 16 » [ در بيان اسباب دوستى ] [ سبب اول ] محبوب اول نزديك هر زندهاى ذات و نفس اوست . و معنى دوست داشتن او نفس خود را آن است كه در طبع او ميل است سوى دوام وجود خود و نفرت از عدم و هلاك آن ، زيرا كه محبوب بطبع آن است كه ملايم محب باشد ، و كدام چيز ملايمتر از نفس او و دوام وجود او باشد ، و كدام چيز مضادتر و منافرتر از عدم و هلاك او بود . پس براى آن آدمى دوام وجود را دوست دارد و عدم گشتن و مرگ را كراهيت ، نه به مجرد آن چه « 17 » پس از مرگ بترسد و نه به مجرد ترسيدن از سكرات موت ، بلكه اگر بى دردى در ربوده شود و بى ثواب و عقاب مىرانيده آيد ، بدان راضى نباشد و كاره آن بود . و مرگ و عدم محض را دوست ندارد مگر براى تحمل رنجى در حيات ، و هر گاه كه مبتلا شود به بلايى ، زوال آن بلا محبوب او باشد . پس اگر عدم را دوست دارد براى آن ندارد كه عدم است ، بل براى آن كه در او زوال بلاست . پس هلاك و عدم ممقوت است ، و دوام وجود محبوب . و چنان كه دوام وجود محبوب است ، كمال او نيز محبوب است ، زيرا كه ناقص فاقد كمال است ، و نقص به اضافت « 18 » قدر مفقود عدم است ، و آن هلاك است به نسبت آن ، و هلاك و عدم در صفات و كمال وجود ممقوت است ، چنان كه در اصل [ 384 ] ذات ممقوت است . و وجود صفات كمال محبوب است ، چنان كه دوام اصل وجود محبوب است . و اين غريزه است در طبايع به حكم سنت خداى - عز و جل - و سنت خداى را تبديل نيابى . « 19 »
--> ( 15 ) تا ، حتى . ( 16 ) نسخهء قاهره : و بيان آن آن است كه محبوب اول . . . ( 17 ) آن چه ، آن كه . ( 18 ) به اضافت ، به نسبت ( 19 ) وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا ( أحزاب 33 - 62 ) .