الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

475

إحياء علوم الدين ( فارسى )

و كسى كه در مجارى سنت خداى نگرد داند كه رزق بر اندازهء اسباب نيست . و براى آن يكى از أكاسرة حكيمى را از « احمق مرزوق » و « عاقل محروم » پرسيد . گفت : صانع خواست كه بر نفس خود دلالت فرمايد ، چه اگر همهء عاقلان را روزى دهد و همهء احمقان را محروم گرداند ، پندارند كه عقل صاحب خود را روزى داد ، و چون آن خلاف ديدند دانستند كه رازق خداى است ، و به اسباب ظاهر ايشان را وثوقى نماند . بيان احوال متوكلان در تعلق به اسباب ، به ضرب امثال ( 1 ) بدان كه مثال خلق با حق تعالى مثال طايفه‌اى از خواهندگان است كه در ميدانى كه بر در قصر پادشاه باشد بايستند و ايشان محتاج طعام باشند . پس پادشاه غلامان بسيار با گرده‌ها بر ايشان فرستد ، و بفرمايد تا بعضى را دوگان دوگان و بعضى را يگان يگان بدهند ، و بكوشند در آن چه از كسى از ايشان غافل نشوند . و منادى را بفرمايند تا ميان ايشان ندا كند كه ساكن باشيد و در غلامان من چون بر شما آيند مياويزيد ، بلكه بايد كه هر يكى در موضع خود آرميده باشيد ، چه غلامان مسخر و مأمورند بدانچه طعام شما به شما برسانند . پس هر كه در غلامان آويزد و ايشان را رنجه دارد و دو گرده بستاند ، چون در ميدان گشاده شود و بيرون آيد ، غلامى عجمى را موكل او كنم تا آن وقت كه عقوبت او فرمايم در ميعادى كه نزديك من معلوم است و ليكن آن را پوشيده دارم . و هر كه غلامان را رنجه ندارد و به يك گرده كه از دست غلام به دو رسد قناعت كند و ساكن باشد ، او را به خلعتى فاخر مخصوص كنم در ميعادى كه براى عقوبت آخرت مذكور است . و كسى كه بر جاى خود ثبات كند ، و ليكن دو گرده ستاند ، او را نه عقوبت باشد و نه خلعت . و كسى كه غلامان من او را نيابند و چيزى به دو نرسانند و او را شب گرسنه گذارند و بر غلامان به خشم نشود و نگويد كه كاشكى به من برسانيدندى ، من فردا او را وزارت دهم ، و مملكت [ خود ] به دو تفويض كنم . [ پس ] خواهندگان چهار قسم شدند : يك قسم شكم بر او غالب شد و به تهديد و عقوبت التفات نكرد ، و گفت : از امروز تا فردا فرجها باشد ، و ما اكنون گرسنه‌ايم . و سوى غلامان شتافتند و ايشان را برنجانيدند و دوگان گرده بستدند . پس در ميعاد مذكور عقوبت بديشان رسيد و پشيمان شدند ، و پشيمانيشان سود نداشت . و قسم دوم از بيم عقوبت در غلامان نياويختند ، و ليكن به سبب غلبهء گرسنگى دوگان گرده بستدند ، ايشان از عقوبت برستند و خلعت نيافتند . و قسم سوم گفتند : جايى نشينيم كه غلامان ما را بينند ، و ليكن چون بدهند جز يك گرده نستانيم و بدان قناعت كنيم ، شايد كه خلعت يابيم . پس مقصود خود بيافتند .