الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
29
إحياء علوم الدين ( فارسى )
مطالبت نموده شود [ 19 ] تا از آن تفصّى جويد « 81 » . قسم سوم بدان كه گناه دو قسم است : صغاير و كباير . و اختلاف مردمان در آن بسيار است . طايفهاى گفتند كه هيچ گناه صغيره نيست ، بل هر چه مخالفت خداى است كبيره است . و اين ضعيف است . چه حق تعالى گفته است : إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ ، « 82 » اى ، اگر دور باشيد از كباير مناهى ، ديگر بديهاى شما كه كم از كباير است مكفّر گردانيم . و حق تعالى گفته : الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ ، اى ، كسانى كه دور مى شوند از كباير بزه و فواحش مگر صغاير گناهان . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : الصّلوات الخمس و الجمعة إلى الجمعة تكفّر ما بينهنّ ان اجتنبت الكبائر ، اى ، پنج نماز و نماز آدينه تا نماز آدينه ، مكفّر گرداند چيزى را كه ميان ايشان بود از صغاير ، اگر از كباير دور باشد . و در روايت ديگر : كفّارات لما بينهنّ الاّ الكبائر ، اى كفارات گناهانى است كه ميان آن است مگر كباير . و گفت - صلى اللّه عليه : رمضان إلى رمضان كفّارة لما بينهما . و عبد اللّه بن عمرو بن عاص روايت كرد از پيغامبر - عليه السلام : الكبائر هي الأربع : الاشراك باللّه و عقوق الوالدين و قتل النّفس و اليمين الغموس ، اى ، كبيرهها چهار است : خداى را شريك گرفتن ، و مادر و پدر را بىفرمانى كردن ، و كشتن نفس ، و سوگند دروغ . پس صحابه و تابعين در عدد كبيرهها مختلف شدند از چهار تا هفت ، تا نه ، تا يازده ، و آن چه بيش از آن است . و ابن مسعود چهار گفت ، و ابن عمر هفت ، و عبد اللّه بن عمرو نه . و ابن عباس چون قول ابن عمر بشنيدى كه هفت است گفتى كه به هفتاد نزديكتر از آن است كه به هفت . و يك بار گفت : هر چه حق تعالى از آن نهى فرموده است كبيره است . و غير او گفت : هر چه حق تعالى بر آن آتش وعده كرده است كبيره است . و يكى از سلف گفت : هر چه در دنيا بر آن حدى واجب است كبيره است . و گفتهاند : مبهم است ، عدد آن معلوم نيست ، چون شب قدر ، و ساعت روز آدينه . و ابن مسعود را چون از آن پرسيدند گفت : از اوّل سورت نساء بخوان تا سر سى آيت از آن ، قول حق تعالى : إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ ، « 83 » پس هر چه حق تعالى در اين سورت تا اينجا نهى فرموده است كبيره است . و أبو طالب مكى گفت : هفده است كه از جملهء اخبار جمع كردهايم . و جمله چيزى كه از قول ابن عباس و ابن مسعود و ابن عمرو غير ايشان جمع شده است : چهار است در دل : يكى شرك ، دوم اصرار بر معصيت ، سوم نوميدى از رحمت خداى ، چهارم ايمنى از مكر او . و چهار است در زبان : يكى گواهى دروغ ، دوم قذف محصن ، سوم سوگند غموس ، و آن سوگند دروغ باشد كه بدان باطلى را حق كند يا حقّى را باطل گرداند ، و گفتهاند كه مال مسلمانى
--> ( 81 ) تفصّى جستن ، رهايى يافتن از تنگى و مشكلات . ( 82 ) نساء 4 - 31 . ( 83 ) نساء 4 - 31 .