الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

445

إحياء علوم الدين ( فارسى )

نباشد . و آن چنان بود كه تصديق كند تصديقى يقيني كه در آن ضعفى و شكى نباشد ، كه اگر خداى - عز و جل - همه خلق را بر عقل اعقل و علم اعلم ايشان بيافريند ، و از علم آن چه نفوس ايشان احتمال « 122 » كند [ 333 ] در ايشان پيدا آرد ، و از حكمت آن چه وصف آن را نهايت نباشد بر ايشان افاضت فرمايد ، پس ، مثل عدد همه ، علم و حكمت زيادت گرداند ، پس عواقب كارها بر ايشان كشف فرمايد ، و بر اسرار ملكوت ايشان را مطلع گرداند ، و دقايق لطف و خفاياى غيوبات ايشان را تعريف كند تا بر خير و شر و نفع و ضر وقوف يابند ، پس ايشان را بفرمايد تا ملك و ملكوت را تدبير كنند به علمها و حكمتها كه ايشان را داده است ، هر آينه تدبير همگنان با معاونت و مظاهرت آن اقتضا نكند كه در آن چه بارى تعالى خلق را تدبير فرموده است در دنيا و آخرت به پر پشه‌اى در افزايند يا كم كنند ، و ذره‌اى بالاتر برند يا فروتر آرند ، و بيمارى و يا عيبى و يا نقصى يا درويشى يا رنجى از كسى كه بدان مبتلاست دفع كنند ، يا صحتى يا كمالى يا توانگرى يا شاديى از كسى كه بر وى بدان انعام فرموده است زايل گردانند . بلكه كل آن چه بارى تعالى از آسمان‌ها و زمين بيافريده است ، اگر چشم را در آن باز گردانند و نظرى بليغ واجب دارند ، در آن هيچ تفاوتى و نقصانى نبينند . و كل آن چه حق تعالى ميان بندگان خود قسمت فرموده است از روزى و أجل ، و شادى و غم ، و قدرت و عجز ، و ايمان و كفر ، و طاعت و معصيت ، آن همه عدل محض بى جور است ، و حق صرف بى ظلم ، بلكه بر ترتيب واجب حق است بر آن جمله كه بايد ، و چنان كه بايد ، و به اندازه‌اى كه بايد ، و در امكان اصلا خوب‌تر و تمام‌تر و كامل‌تر از آن نيست . و اگر باشد و آن را نگاه دارد با قدرت و نكند ، بخل باشد مناقض جود ، و ظلم بود مناقض عدل . و اگر قادر نباشد ، عجز بود مناقض الهيت . بلكه هر درويشى و رنج كه در دنياست ، آن نقصان دنياست و زيادت آخرت . و هر نقصى كه دل آخرت است به اضافت « 123 » شخصى ، آن به اضافت غير او نعمت است . چه اگر شب نباشد قدر روز دانسته نشود ، و اگر رنجورى نباشد تندرستان را از صحت تنعمى نبود ، و اگر آتش نباشد اهل بهشت قدر نعمت ندانند . و چنان كه أرواح بهايم را فداى أرواح آدميان كردن و مسلط گردانيدن آدميان بر كشتن بهايم ظلم نيست ، بلكه تقديم كامل بر ناقص عين عدل است ، پس همچنين بزرگ گردانيدن نعمت بر ساكنان بهشت ، بلكه همچنين بزرگ گردانيدن عقوبت بر اهل آتش ، تا اهل كفران فداى اهل ايمان شوند عين عدل است . و تا ناقص آفريده نشود كامل شناخته نيايد . و اگر آفريدن بهايم نباشد شرف آدميان ظاهر نگردد ، چه كمال و نقصان به اضافت ظاهر شود . پس مقتضى جود و حكمت آفريدن كامل و ناقص باشد .

--> ( 122 ) احتمال ، تحمل . ( 123 ) به اضافت ، به نسبت .