الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

421

إحياء علوم الدين ( فارسى )

دهد كه چشم ندارد « 22 » ، و هر كه به دنيا پناهد ، خداى - عز و جل - وى را به دو گذارد . و گفت : من سرّه ان يكون اغنى الناس فليكن بما عند اللّه تعالى اوثق منه بما في يده ، اى ، هر كه را خوش آيد كه توانگرترين مردمان باشد ، گو بدانچه نزديك خداى است واثقتر [ 314 ] از آن باش كه بدانچه در دست وى است . و آمده است كه چون اهل پيغامبر - صلى اللّه عليه - محتاج شدندى گفتندى : قوموا إلى الصّلاة ، اى ، خيزيد نماز گزاريد . و گفتى : بهذا أمرني ربّى ، اى ، پروردگار من مرا اين فرمود : وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها ، « 23 » اى ، اهل خود را نماز فرماى و بر آن شكيبايى كن . و گفت : لم يتوكّل من استرقى و اكتوى ، اى ، توكل نكرد هر كه افسون فرمود و داغ كرد . و آمده است كه چون إبراهيم ( ع ) را از منجنيق سوى آتش انداختند ، جبرئيل وى را گفت : هيچ حاجت هست ؟ گفت : به تو هيچ حاجتى نيست . تا وفا نموده باشد به قول خود كه در آن حال كه وى را بگرفتند گفته بود : حَسْبِىَ اللَّه وَ نِعْمَ الوَكيلُ . « 24 » حق تعالى به داود - عليه السلام - وحى فرستاد كه هيچ بنده‌اى به من اعتصام « 25 » ننمايد ، بيرون مخلوقان ، پس اهل آسمان‌ها و زمين بر وى بدى سگالند ، كه نه وى را از آن بيرون آرم . و اما آثار ( 1 ) سعيد بن جبير گفت كه دست مرا كژدم گزيد ، و مادرم سوگند داد كه افسون فرمايم ، من دست ديگر به افسونگر دادم . و خواص قول حق تعالى : وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ ، « 26 » تا آخر آن بخواند و گفت : بنده را نبايد كه پس از اين آيت به كسى جز خداى پناهد . و يكى از علما را در خواب گفتند كه هر كه به خداى واثق شد قوت خود نگاه داشت . و يكى از علما گفت : روزيى كه براى تو مضمون است نبايد كه تو را مشغول كند از كارى كه بر تو مفروض است ، چه كار آخرت ضايع شود ، و از دنيا نيابى مگر آن چه براى تو مقدور است . و يحيى بن معاذ گفت : دريافتن بنده روزى را بى طلب دليل است بر آن كه روزى مأمور است به طلب بنده . و إبراهيم بن ادهم گفت : راهبى را پرسيدم كه قوت تو از كجاست ؟ گفت : من ندانم ، از پروردگار پرس كه مرا از كجا مىدهد . و هرم بن حيّان اويس قرنى را گفت : چه فرمايى كجا مقام كنم ؟ او سوى شام اشارت كرد . هرم گفت : معيشت آن جا چگونه است ؟ گفت : شك در اين دلها آميخته است ، پند آن را سود نمىدارد . و يكى از ايشان گفت : هر گاه كه به وكالت خداى راضى شدى به همه نيكوييها راه يافتى .

--> ( 22 ) چشم داشتن ، انتظار داشتن . ( 23 ) طه 20 - 132 . ( 24 ) بسنده است خداى مرا و نيك كاردان كه اوست . ( 25 ) اعتصام ، توسل جستن . ( 26 ) فرقان 25 - 58 .