الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
401
إحياء علوم الدين ( فارسى )
مهم سوم مسكن است . و زهد را در آن نيز سه درجه است : عالىتر آن كه براى نفس خود موضعى خاص نطلبد و به زاويههاى مسجد قناعت كند ، چون اصحاب صفه ، و ميانه آن كه موضعى خاص طلبد ، چون خانهاى كه از شاخ خرما يا از نى سازند ، يا آن چه آن را ماند ، و كمتر آن كه حجرهاى بنا كرده طلبد به خريدن يا به اجارت . پس اگر قدر وسعت آن بر اندازهء حاجت باشد بى زيادة و در آن زينت نبود ، اين قدر او را از آخر درجات زهد بيرون نيارد . و اگر افراشتن و گچ كردن و فراخى و بلندى سقف بيش از شش گز طلبد ، از حد زهد در مسكن به كليت بيرون آمده باشد . و اختلاف جنس بنا بدانچه از نى باشد يا از گل يا از خشت پخته ، و اختلاف قدر آن به فراخى و تنگى ، و اختلاف درازى آن نسبت بدانچه ملك او باشد يا به اجارت دارد يا به عاريت . و زهد را در آن همه مدخل است . و در جملهء هر چه براى ضرورت خواسته شود نبايد كه از حد ضرورت گذشته آيد . و قدر ضرورت از آن دنيا آلت دين است و وسيلت آن ، و آن چه از آن بگذرد ضد دين است . و غرض از مسكن دفع باران و ژاله است و دفع چشمها و دستها . و كمتر درجات در آن معلوم است ، و زيادت از آن فضول است ، و همهء فضول از دنياست . و جويندهء فضول و سعى كننده براى آن از زهد نيك دور است . و گفتهاند كه اوّل چيزى كه در درازى امل پس از پيغامبر - عليه السلام - ظاهر شد تدريز و تشييد است . و مراد از « تدريز » « 182 » درزهاى جامه است ، چه پيش از آن دوختن سبك و دور دور بودى « 183 » . و مراد از « تشييد » بنا كردن است به خشت پخته و گچ ، پيش از آن به شاخههاى خرما ، با برگ و بى برگ ، بنا كردندى . و در اثر آمده است كه روزگارى بر مردمان آيد كه در آن بناها را همچنان نگار كنند كه پردههاى يماني را . و پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - عباس را فرمود تا دروازهاى كه بنا كرده بود ويران كرد . و پيغامبر - عليه السلام - بر گنبدى بلند گذشت ، گفت : اين كه راست ؟ گفتند : فلان را . چون آن كس بيامد پيغامبر - عليه السلام - از او اعراض فرمود و روى به دو نياورد . پس آن كس از ياران بپرسيد كه روى پيغامبر - عليه السلام - چرا متغير شده است ؟ ايشان حال تقرير كردند . او برفت ، آن را ويران كرد . پس پيغامبر - عليه السلام - بر آن موضع گذشت ، آن را نديد ، گفتند : ويران كرد . پيغامبر - عليه السلام - وى را دعاى خير گفت . حسن گفت : پيغامبر - عليه السلام - وفات كرد ، خشتى بر خشتى و نيى بر نيى ننهاده بود . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : إذا أراد اللّه بعبد شرّا أهلك ماله في الماء و الطّين ، اى ، چون خداى - عز و جل - بنده را بد خواهد ، مال وى در آب و گل هلاك گرداند .
--> ( 182 ) تدريز ( مأخوذ از « درز » فارسى ) ، درز گرفتن . ( 183 ) يعنى بخيهها درشت و بسيار فاصله بودى .