الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

369

إحياء علوم الدين ( فارسى )

رشته را به دو طرف بگيرد ، صد درم براى نفس خود بسخت براى طلب ثواب آخرت ، و قبضه‌اى بى وزن براى خداى - عز و جل - بر آن انداخت ، و من آن چه براى خداى بود بستدم ، و آن چه براى نفس خود فرستاده بود رد كردم . پس من آن را براى جنيد بازبردم ، بگريست و گفت : مال او بستد و مال ما رد كرد . و اللّه المستعان . پس اكنون بنگر كه چگونه دلها و حالهاشان صاف شد ، و چگونه اعمال ايشان براى خداى خالص گشت ، تا هر يكى دل يار خود را مشاهده مىكرد بى آن كه به زبان سخن گويد ، و ليكن دلها يك ديگر را بينند و سرها با يك ديگر راز گويند ، و آن نتيجهء خوردن حلال باشد ، و خالى شدن دل از دوستى دنيا ، و به كنه همت روى به خدا آوردن . پس هر كه آن را منكر شود پيش از تجربهء طريق آن ، پس او جاهل باشد . چون كسى كه پيش از خوردن داروى اسهال آن را انكار كند . و هر كه منكر آن شود پس از آن كه بسيار مجاهده كند و غايت مجهود خود مبذول گرداند و نرسد پس در حق ديگرى انكار كند ، همچون كسى باشد كه مسهل خورد و در حق او بخصوص اثر كند به سبب علتى كه در باطن او باشد پس منكر شود كه داروى مسهل نيست . و اين در جهل اگرچه كم از اوّل باشد ، اما از جهل نصيبى تمام دارد . بلكه صاحب بصيرت يكى از دو مرد باشد : يا مردى كه سالك راه شود و آن چه ايشان را ظاهر شده است او را ظاهر گردد ، پس او صاحب ذوق و معرفت باشد و به عين يقين رسيده . و اما مردى كه سالك راه نشود ، يا شود و نرسد و ليكن بدان بگرود و تصديق كند ، پس اين صاحب علم يقين باشد اگرچه به عين يقين نرسيده بود . و علم اليقين را نيز مرتبه است ، اگرچه كم از عين اليقين است . و هر كه از علم اليقين و عين اليقين خالى باشد از زمرهء مؤمنان بيرون بود و روز قيامت در جملهء جاحدان « 81 » گردنكش انگيخته شود كه ايشان كشتگان عقلهاى ضعيف‌اند و اتباع شياطين . پس بخواهيم از حق تعالى كه ما را از راسخان علم گرداند ، گويندگان آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ . « 82 »

--> ( 81 ) جاحد ، انكار كننده با وجود دانستن . ( 82 ) آل عمران 3 - 7 .