الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
365
إحياء علوم الدين ( فارسى )
بگذارد كه آن اثم است . و از چيزى كه در آن ريبت باشد دست بدارد و چيزى كه بى ريبت بود گيرد . و دريافت آن به قراين حالها سهل است بر كسى كه فطنت او قوى باشد و حرص و شهوت او ضعيف . پس اگر حرص قوى شود و فطنت ضعيف ، او را چيزى روى نمايد كه موافق غرض او باشد ، و قرينهها كه بر كراهيت دلالت كند درنيابد . و بدين دقيقهها مطلع شوى بر سرّ قول پيغامبر - عليه السلام : انّ اطيب ما يأكل الرّجل من كسبه ، اى ، پاكيزهتر چيزى كه مرد خورد از كسب او بود . و به خداى كه او را سخنان جامع داده بودند ، چه كسى كه او را كسب خود نباشد و از كسب پدر يا يكى از خويشان مالى نباشد كه ميراث برد ، پس از دست مردمان خورد . و اگر بى خواستن به دو دهند براى دين او باشد ، و چون باطن او چنان باشد كه اگر كشف شود ، براى دين او را ندهند ، پس آن چه بستاند حرام باشد . و اگر به خواست دهند ، كو كسى كه دلش به دادن خوش باشد چون بخواهند ؟ و كو كسى كه در خواستن بر حد ضرورت اقتصار نمايد ؟ پس چون حالهاى كسانى كه از دست مردمان خورند تفتيش كنى ، دانى كه همه يا بيشتر آن چه خورند سحت « 72 » باشد . و طيّب كسب است كه تو كسب كنى يا مورث تو . پس اكنون بعيد است كه ورع با خوردن از دست مردمان جمع شود . پس بخواهيم از حق تعالى كه طمع ما از غير خود قطع كند ، و ما را به حلال خود از حرام خود بىنياز گرداند . بيان مقدار توانگرى كه خواستن را حرام گرداند ( 1 ) بدان كه قول پيغامبر - عليه السلام : من سأل عن غنى فانّما يسأل جمرا فليستقلّ منه او ليستكثر ، اى ، هر كه با توانگرى سؤال كند انگشت افروختهء دوزخ بسيار خواهد ، صريح است در تحريم ، و ليكن حد توانگرى مشكل است ، و تقدير آن دشوار . و وضع مقدارها به دست ما نيست ، بلكه آن به توقيف « 73 » در توان يافت . و در حديث آمده است : استغنوا بغنى اللّه تعالى ، اى ، بى نياز شويد به توانگرى خداى تعالى . گفتند : آن كدام است ؟ گفت : غداء يوم و عشاء ليلة ، اى ، طعام روزى و شبى . و در حديث ديگر : من سأل و له خمسون درهما او عدلها من الذّهب ، فقد سأل إلحافا ، اى ، هر كه بخواهد و او را پنجاه درم باشد يا مثل آن از زر ، در خواستن إلحاح نموده باشد . و در لفظى ديگر : أربعون درهما آمده است . و هر گاه تقديرها مختلف باشند و خبرها درست ، پس بايد كه قطع كرده شود به آن كه در حالهاى مختلف آمده است . چه حق در نفس خود جز يكى نباشد ، و تقدير ممتنع است . و غايت ممكن در
--> ( 72 ) سحت ، حرام ، هر كسب بد كه موجب عار و ننگ باشد . ( 73 ) توقيف ، تعيين شارع .