الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
344
إحياء علوم الدين ( فارسى )
انّ القناعة من يحلل بساحتها * لم يلق في ظلّها همّا يؤرّقه اى ، اى فراهم آرنده و بازدارنده ، با آن چه روزگارش مىبيند ، تقدير كننده كه كدام در از آن ببندد ، انديشه كند كه مرگ او به دو چگونه رسد ، بامداد يا شبانگاه ، مالى جمع كردى ، پس بينديش كه براى آن روز جمع كردهاى كه آن را در آن تفرقه كنى ، مال نزديك تو خزانهء وارث است ، مال مال تو نباشد مگر روزى كه آن را نفقة كنى ، در غايت رفاهيت باشد دل جوانمردى كه واثق بود كه قسمت كنندهء روزى او را روزى دهد ، پس عرض او مصون باشد كه آن را نيالايد ، و روى تازه باشد كه آن را خلق نكند ، هر كه در ساحت قناعت فرود آيد در سايهء آن غمى نبيند كه آن را بىخواب گرداند . بيان فضيلت درويشى بر توانگرى ( 1 ) بدان كه مردمان مختلف شدهاند بر اين . جنيد و خوّاص و بيشتر علما گفتهاند كه درويشى فاضلتر از توانگرى . و اين عطا گفته است كه توانگر شاكر كه به حق آن قيام نمايد فاضلتر از درويش صابر . و گفتهاند كه جنيد ، ابن عطا را براى اين مخالفت دعاى بد كرد و او را بدان سبب محنت رسيد . و در « كتاب صبر » اين وجه تفاوت ميان صبر و شكر ياد كردهايم ، و طريق طلب فضيلت در احوال و اعمال به تمهيد رسانيده ، و آن جز بتفصيل ممكن نگردد . و اما درويشى و توانگرى چون مطلق گرفته آيد ، كسى كه اخبار و آثار بخواند در تفضيل درويش بىگمان شود . پس در آن از تفصيل چاره نباشد . پس گوييم كه شك در او در دو مقام صورت بندد : يكى درويش صابر كه بر طلب حريص نباشد بلكه قانع و راضى باشد ، نسبت به غنى كه مال خود نفقة كند در خيرات و بر امساك مال حريص نباشد ، و دوم [ درويش ] حريص با غنى حريص . چه پوشيده نماند كه درويش قانع فاضلتر از توانگر حريص كه ممسك باشد . و توانگرى كه مال خود را در خيرات [ 259 ] نفقة كند ، فاضلتر از درويش حريص بود . اما [ مقام ] اوّل ( 2 ) باشد كه پنداشته شود كه توانگر فاضلتر از درويش است ، زيرا كه در ضعف حرص بر مال هر دو برابرند ، و توانگر به صدقات و خيرات متقرب است و درويش از آن عاجز . و اين آن است كه ابن عطا پنداشته است در آن چه گمان مىبريم . و اما توانگرى كه از مال تمتع گيرد ، اگر چه در مباح باشد ، صورت نبندد كه فاضلتر از درويش قانع باشد . و باشد كه شاهد آن بود آن چه در خبر آمده است كه درويشان پيش پيغامبر - عليه السلام - بناليدند از سبقت توانگران به خيرات و صدقات و حج و غزو ، پس پيغامبر - عليه السلام - ايشان را