الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
335
إحياء علوم الدين ( فارسى )
و ميزر « 13 » از گليمى داشت ، گفت : اى پروردگار اين بندهء تو در دنيا ضايع است . حق تعالى به دو وحى فرستاد كه اى موسى ، ندانى كه چون من در بندهء خود نظر فرمايم همهء دنيا از وى بازگيرم . و بو رافع گفت كه پيغامبر را مهمانى رسيد و چيزى نداشت كه به وى دهد ، مرا بر مردى از جهودان خيبر فرستاد و گفت : بگو كه محمد مىگويد كه مرا آرد سلف ده يا به فروش تا غرهء ماه رجب . او گفت : به خداى كه بجز به گروى ندهم . پس پيغامبر را خبر كردم ، گفت : اما و اللّه انّى لامين في اهل السّماء و امين في اهل الارض و لو باعني او أسلفني لادّيت إليه ، اذهب بدرعي هذا إليه فارهنه ، اى ، بدان ، به خداى كه من امينم در اهل آسمان ، و امينم در اهل زمين ، و اگر بر من فروختى يا مرا سلف دادى هر آينه به دو گذاردمى ، اين زره مرا بر او برو گرو كن . پس چون من بيرون آمدم ، اين آيت ، براى صبر فرمودن پيغامبر - عليه السلام - از دنيا ، فرود آمد : وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ ، « 14 » اى ، منگر در چيزى كه ما أصناف كافران را بدان برخوردارى داديم ، از زينت و بهجت دنيا ، تا آن را بر ايشان فتنه گردانيم . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : الفقر ازين للمؤمنين من العذار الحسن على خدّ الفرس ، اى ، درويشى مؤمنان را آرايندهتر است از افسار خوب بر رخسار اسب . و گفت : من أصبح آمنا في سربه [ 251 ] معافى في جسمه و عنده طعام يومه فكأنّما حيزت له الدّنيا بحذافيرها ، اى ، هر كه بامداد كند ايمن در نفس خود و به عافيت در تن خود و نزديك او طعام روز او باشد ، پس چنانستى كه همهء دنيا براى او فراهم آورده شده است . و كعب أحبار روايت كرد كه خداى - عز و جل - موسى را گفت : اى موسى ، چون درويشى روى به تو آرد شعار نيك مردان را مرحبا گوى . و عطاى خراسانى گفت كه پيغامبرى از پيغامبران بر ساحلى گذشت ، مردى را ديد كه ماهى مىگرفت ، گفت « به نام خداى » و دام درانداخت ، جز يك ماهى بيرون نيامد ، پس بر ديگرى گذشت و او گفت « به نام شيطان » ، چندان ماهى بيرون آمد كه از بسيارى آن گرانبار شد ، پس پيغامبر گفت : اى پروردگار ، اين چيست ؟ و دانستهام كه همه در قدرت تو است . پس حق تعالى فريشتگان را گفت : منزلت ايشان به بندهء من بنماييد . پس چون بديد كه خداى - عز و جل - براى اوّل را چه ساخته است از كرامت ، و براى دوم را چه ساخته است از خوارى ، گفت : اى پروردگار ، راضى شدم . و پيغامبر ما - صلى اللّه عليه و سلم - گفت : اطّلعت في الجنّة فرأيت اكثر أهلها الفقراء و اطّلعت في النّار فرأيت اكثر أهلها الاغنياء ، اى ، در بهشت نگريستم ، بيشتر اهل آن درويشان ديدم ، و در آتش نگريستم ، بيشتر اهل آن توانگران ديدم . و در لفظ ديگر : فقلت اين الاغنياء فقال
--> ( 13 ) ميزر ، دستار ، إزار ، زير جامه ، لنگ . در كيمياى سعادت : و جز گليمى هيچ چيز نداشت ( 2 - 422 ) . ( 14 ) - طه 20 - 131 .