الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

15

إحياء علوم الدين ( فارسى )

إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ . وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ . وَ سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ « 42 » مترجم مىگويد كه ائمهء تفسير در معنى اين آيت‌ها مختلف شده‌اند ، و آن چه مناسب سياق اين سخن است آن است كه حق تعالى امتناع ايمان ايشان را به عقل [ تشبيه ] فرموده است به امتناع مغلول از تصرف كردن . و تحقيق اين سخن آن است كه استيلاى شهوت و خشم و قوّتهاى حسى ، كه از بسيارى برزيدن ملكه‌اى راسخ شده است ، قوّت عقلى ايشان را از تفكر و تأمل در عواقب همچنان بازداشته است كه كسى در غل و زنجير باشد ، و قوّت عقلى ايشان را از ادراك كارهاى قدسي و امور الهى همچنان [ ص 9 ] محجوب و محروم مانده « 43 » كه از پيش و پس كسى سدها برآورده باشند و چشم وى را بپوشيده ، پس وى هيچ چيز نتواند ديد . و بدين دو موجب - يكى استيلا و استعلاى قوّت حس ، و دوم ضعف و فتور قوّت عقلى - ايمان آوردن ايشان ممتنع شده است . و اين معنى را اين ضعيف در تفسير سورهء يسن مستوفى بيان كرده است ، و اين موضع بيش از اين احتمال نكند . و نبايد كه به لفظ ايمان فريفته شوى و گويى كه اين آيت‌ها شأن كافران است . چه بيان كرديم كه ايمان هفتاد و اند باب است ، و زانى در حال زنا مؤمن نباشد . و محجوب از ايمانى كه آن از شعب و فروع است زود باشد كه در خاتمت از ايمانى كه آن اصل است محجوب شود ، چنان كه شخصى كه همهء اطراف كه فروع است ندارد ، به زودى به مرگ رسد كه معدم روح است كه اصل است . چه اصل را بى فرع بقا نباشد ، و فرع را بى اصل وجود نبود . و ميان فرع و اصل فرق نيست مگر در يك معنى : و آن معنى آن است كه وجود و بقاى فرع هر دو مقتضى وجود اصل است ، و اما وجود اصل مقتضى وجود فرع نيست ، و ليكن بقاى او مقتضى وجود فرع است . پس بقاى اصل به فرع است ، و وجود فرع به اصل . پس علم مكاشفه و علم معامله متلازمند ، چنانچه تلازم فرع و اصل ، و يكى از آن از ديگرى بى نياز نيست ، اگر چه يكى در مرتبهء اصل است و ديگرى در مرتبهء تابع . و علم معامله چون باعث بر عمل نباشد ، عدم آن به از وجود آن بود ، چه عملى كه مقصود از او « 44 » آن بود بدان عمل نكرد ، و بر صاحب خود حجّت را مؤكّد گرداند . و براى آن عذاب عالم فاسق بيش از عذاب جاهل فاسق بود ، چنان كه خبرها كه در « كتاب علم » ايراد كرده‌ايم بدان ناطق است . بيان آن كه وجوب توبه بر همه اشخاص در همه احوال عام است و هيچ كس از آن البته خالى نباشد ( 1 ) بدان كه ظاهر كتاب بر اين دليل است . چه حق تعالى گفته است : وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً ، « 45 » خطاب به تعميم فرموده است ، و نور بصيرت نيز بدان راه مى نمايد . چه معنى توبه بازگشتن است از راه

--> ( 42 ) يس 36 - 8 - 10 . ( 43 ) مانده ، گذاشته . ( 44 ) علم معامله . ( 45 ) نور 24 - 31 .