الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
289
إحياء علوم الدين ( فارسى )
آيد كه خوف از دده عين خوف است از خداى ، زيرا كه هلاك كننده به واسطهء دده ، خداى است . پس بدان كه ددگان آخرت ددگان دنيااند . و خداى - عز و جل - اسباب عقاب و اسباب ثواب آفريده است ، و براى هر يك اهلى آفريده كه قدر ، كه از قضاى جزم أزلي متفرع است ، او را سوى چيزى [ كه ] براى [ 217 ] آن آفريده شده است مىراند . پس بهشت را آفريده است و براى آن اهلى آفريده كه مسخر اسباب آناند ، خواهند يا نخواهند ، و آتش را آفريده است و براى آن اهلى آفريده است كه مسخر اسباب آناند ، خواهند يا نخواهند . پس كسى كه نفس خود را ميان موجهاى قدر بيند ، نه ترس بر او غالب شود بضرورت ؟ پس اين ترسهاى كسانى است كه سرّ قدر شناسند . و كسى كه قصور او را نگذارد كه به ذروهء استبصار ترقى نمايد ، طريق او آن است كه نفس خود را به شنيدن اخبار و آثار علاج كند . پس افعال و اقوال عارفان خائف در مطالعه آرد ، و عقلها و منصبهاى ايشان را به منصبهاى راجيان مغرور نسبت دهد ، پس بىشك شود در آن چه اقتدا بديشان اولى ، چه ايشان انبيا و اوليا و علمااند . و اما آمنان ، پس ايشان فرعونان جاهل ناداناند . اما پيغامبر ما - صلى اللّه عليه و سلم - سيد اوّلين و آخرين است و ترس او بيش از ترس همهء مردمان بود تا به حدى كه آمده است كه بر طفلى نماز گزارد . و به روايتي آمده كه از او شنيدند كه دعا مىگفت : اللّهمّ قه « 114 » عذاب القبر و عذاب النّار . و در روايت دوم كه از زنى شنيد كه مىگفت : هنيئا لك عصفور من عصافير الجنّة ، اى ، گواران باد تو را گنجشكى از گنجشكان بهشت . پس در خشم شد و گفت : ما يدريك انّه كذلك و اللّه انّى رسول اللّه و ما أدرى ما يصنع بى انّ اللّه خلق الجنّة و خلق لها اهلا لا يزاد فيهم و لا ينقص منهم ، اى ، چه دانى تو كه او چنان است ، به خداى كه من رسول خدايم و ندانم كه بر من چه خواهند كرد ، بدرستى كه خداى بهشت آفريد و براى آن اهلى آفريد ، در ايشان زيادت كرده نشود و از ايشان كم كرده نيايد . و آمده است كه آن در جنازهء عثمان بن مظعون ، كه او از مهاجران اوّل بود ، نيز بگفت چون ام سلمه در حق او هنيئا لك الجنّة گفت . آن گاه ام سلمه پس از آن گفتى : به خداى كه جز پيغامبر - عليه السلام « 115 » - كسى را تزكيت نكنم پس از عثمان . و محمد بن خولهء حنفيه « 116 » گفت : به خداى كه غير رسول خداى احدى ديگر تزكيه نمىگويم تا به حدى كه پدر خود را نيز گفت . پس شيعه بر وى بشوريدند و او فضايل و مناقب على گفتن گرفت .
--> ( 114 ) قه ، او را حفظ كن . ( 115 ) عبارت « جز پيغامبر عليه السلام » در نسخههاى عربى ديده نشد . ( 116 ) محمد بن على بن ابى طالب مشهور به محمد حنفيه . خوله نام و حنفيه لقب مادر اوست .