الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

276

إحياء علوم الدين ( فارسى )

پروردگار خود بترسند . و گفت : إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ ، « 77 » اى ، ايشان را به علم صفت فرمود براى ترس ايشان . و گفت : رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ ، « 78 » اى ، خشنود شد خداى - عز و جل - از ايشان و ايشان خشنود شدند از او . اين آن كسى را باشد كه از پروردگار خود بترسد . و كل آن چه دلالت كند بر فضيلت علم دلالت كند بر فضيلت خوف ، زيرا كه خوف ثمرهء علم است . براى آن ، در خبر موسى - عليه السلام - آمده است كه خائفان را رفيق اعلى است ، در آن مشارك نباشند . پس بنگر كه چگونه ايشان را به مرافقت « 79 » رفيق اعلى مقرر گردانيد ، زيرا كه ايشان علمااند . و علما را مرتبهء مرافقت انبياست ، چه وارثان انبيااند ، و مرافقت رفيق اعلى انبيا راست و كسى كه بديشان رسد . چه پيغامبر را - عليه السلام - در معرض موت او را مخيّر كردند ميان باقى ماندن در دنيا و ميان قدوم بر حق تعالى ، مىگفت : اسألك الرّفيق الاعلى . پس اكنون اگر در مثمر او نگريسته شود علم است ، و اگر در ثمرهء او نگريسته آيد ورع و تقوى است . و آن چه در فضايل علم و تقوى آمده است پوشيده نيست ، تا به حدى كه عاقبت موسوم است به تقوى و مخصوص است بدان ، چنان كه حمد مخصوص است به خداى ، و صلوات به رسول او ، تا گفته شده : الحمد للَّه ربّ العالمين و العاقبة للمتّقين و الصّلاة على رسوله محمّد و آله أجمعين . و خداى - عز و جل - تقوى را مخصوص كرد در اضافت به نفس خود و گفت : لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها [ 206 ] وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ ، « 80 » اى ، هرگز خداى را نيابد گوشتها و خونها ، و ليكن تقواى شما او را يابد . و تقوى عبارت است از باز بودن به مقتضاى خوف ، چنان كه گفته شد . و براى آن گفت : إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ ، « 81 » اى ، گرامىتر شما نزديك خداى ترسكارتر شماست . و براى آن خداى - عز و جل - اوّلين و آخرين را به تقوى وصيت فرمود و گفت : وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ إِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ ، « 82 » ، اى ، بدرستى كه وصيت فرموديم كسانى را كه پيش از شما كتاب داده شده‌اند و شما را كه بترسيد از خداى . و گفت : وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ . « 83 » ترسيدن فرمود ، و آن را واجب گردانيد و شرط ايمان كرد . پس براى آن صورت نبندد كه مؤمن از خوفى خالى باشد اگرچه ضعيف بود . و ضعف خوف او بر اندازهء ضعف معرفت و ايمان او باشد . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت در فضيلت تقوى : إذا جمع اللّه الاوّلين و الآخرين لميقات يوم معلوم ناداهم « 84 » بصوت يسمع أقصاهم كما يسمع أدناهم فيقول يا ايّها النّاس انّى قد أنصت لكم منذ خلقتكم إلى يومكم هذا فأنصتوا إلىّ اليوم انّما هي أعمالكم تردّ عليكم ، ايّها النّاس انّى جعلت نسبا و جعلتم نسبا فوضعتم نسبى و رفعتم نسبكم ، قلت : انّ أكرمكم عند اللّه أتقيكم ، و أبيتم الاّ ان تقولوا : فلان بن فلان ، و فلان اغنى من فلان فاليوم أضع نسبكم و

--> ( 77 ) فاطر 35 - 28 . ( 78 ) بيّنه 98 - 8 . ( 79 ) مرافقت ، همراهى ، رفاقت . ( 80 ) حج 22 - 37 . ( 81 ) حجرات 49 - 13 . ( 82 ) نساء 4 - 131 . ( 83 ) آل عمران 3 - 175 . ( 84 ) كتاب الشعب : فاذاهم .