الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

220

إحياء علوم الدين ( فارسى )

دوم نعمت مقيد كه از وجهى نعمت است و از وجهى نه ، چون مال كه از وجهى مصلح دين است و از وجهى مفسد آن . و همچنين بلا دو قسم است : مطلق و مقيد . اما مطلق در آخرت دورى است از خداى - عز و جل - اما مدتى و اما هميشه ، و اما در دنيا كفر و معصيت و بدخويى است ، و آن آن است كه به بلاى مطلق رساند . و اما مقيد چون درويشى و بيمارى و خوف و ديگر انواع بلا كه در دين بلا نباشد ، بلكه در دنيا بلا بود . پس شكر مطلق نعمت مطلق راست . اما بلاى مطلق ، در دنيا صبر كردن بر آن نفرموده‌اند ، زيرا كه كفر بلاست و صبر كردن بدان را معنيى نيست ، و همچنين معصيت . بلكه حق كافر آن است كه كفر بگذارد و همچنين حق عاصى . آرى ، كافر نداند كه او كافر است ، پس چون كسى باشد كه علتى دارد و بدان دردمند نشود به سبب بيهوشى يا جز آن ، پس بر آن صبر نباشد . و عاصى داند كه عاصى است ، پس بر او ترك آن باشد . بلكه هر بلايى كه آدمى آن را دفع تواند كرد به صبر كردن بر آن مأمور نباشد ، كه اگر آدمى آب بگذارد با آن كه بغايت تشنه باشد و درد او بدان بزرگ شود ، او به صبر مأمور نبود ، بلكه مأمور بود به زايل كردن درد . و صبر بر دردى باشد كه بنده آن را ازالت نتواند كرد . پس رجوع صبر در دنيا به چيزى باشد كه بلاى مطلق نبود ، بلكه روا كه از وجهى نعمت باشد . پس براى آن صورت بندد كه وظيفت صبر و شكر بر آن جمع شود . چه توانگرى مثلا روا باشد كه سبب هلاك آدمى گردد ، تا به سبب مال قصد او كنند ، او را و فرزندان او را بكشند ، و صحت نيز همچنين است . پس هيچ نعمتى از اين نعمتهاى دنيوى نيست كه نه روا باشد كه بلا شود ، و ليكن به اضافت حال او . پس همچنين هيچ بلايى نيست كه نه روا باشد كه نعمت گردد ، و ليكن به اضافت حال او . چه بسيار بنده است كه خيريت او در درويشى و بيمارى است ، و اگر تن او درست باشد و مال او كثرت پذيرد ، هر آينه انبارده شود و ستم كند . حق تعالى گفت : وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ ، « 339 » اى ، و اگر مبسوط كند خداى - عز و جل - روزى را بر بندگان خود ، هر آينه ستم كنند در زمين . و گفت : إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى ، « 340 » اى ، هر آينه آدمى بىفرمان شود كه خود را بى نياز بيند . و پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - گفت : انّ اللّه ليحمي عبده المؤمن [ من ] الدّنيا و هو يحبّه كما يحمى أحدكم سقيمه الماءَ ، « 341 » اى ، بدرستى كه خداى - عز و جل - بندهء خود را از دنيا نگاه

--> ( 339 ) شورى 42 - 27 . ( 340 ) علق 96 - 6 و 7 . ( 341 ) عربى : كما يحمى أحدكم مريضه ( زبيدى 9 - 136 ) .