الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

214

إحياء علوم الدين ( فارسى )

كارها . پس بايد كه از اين به طبقهء ديگر كه اندكى از آن عام‌تر است نزول كنيم ، و گوييم : هيچ بنده‌اى نيست كه نه حق تعالى او را در صورت يا در شخص يا در اخلاق يا صفات يا اهل يا فرزند يا خانه يا شهر يا رفيق يا اقارب يا عز يا جاه يا ديگر محبوبات او چيزها روزى كرده است كه اگر آن از وى بستاند و به ديگرى دهد هر آينه بدان راضى نباشد . و آن مثل آن است كه وى را مؤمن كرده است نه كافر ، و زنده نه جماد ، و آدمى نه ستور ، و مرد نه زن ، و تندرست نه بيمار ، و سليم نه معيب . « 331 » و اين همه خصايص است ، اگرچه در آن نيز عمومى هست . چه اگر اين حالها به ضد آن بدل شود بدان راضى نبود ، بلكه او را كارهاست كه آن را به احوال آدميان نيز بدل نكند . و آن دو گونه است : يكى آن كه بدل نكند به چيزى كه بدان كسى از خلق مخصوص باشد . دوم آن كه بدل نكند به چيزى كه بيشتر بدان مخصوص باشند . و چون حال خود را به حال غير بدل نكند ، حال او به حال غير باشد . پس اگر شخصى نداند كه براى خود حال او بدل از حال خود بپسندد ، اما در جمله و اما در كارى خاص ، پس خداى را بر او نعمتى باشد كه بر كسى از بندگان جز او نباشد . و اگر حال خود را به حال بعضى بدل كند و به حال بعضى نه ، پس بايد كه در عدد كسانى كه نزديك او مغبوط باشند بنگرد ، چه لا محاله ايشان را كم از آن بيند كه غير ايشان را ، پس كسانى كه در حال دون او باشند به بسيارى بيش از كسانى يابد كه فوق او باشند . پس چرا در فوق خود نگرد تا نعمت خداى را بر نفس خود حقير شمرد ، و چرا در دون خود ننگرد تا نعمت خداى را بر خود بزرگ شمرد ، و چرا دنياى خود را به دين خود برابر نكند . و معلوم است كه چون نفس او وى را ملامت كند بر گناهى كه ارتكاب نمايد ، عذر آن را گويد كه « در فاسقان بسيارند . » پس در دين هميشه به كسى نگرد كه دون اوست نه فوق او ، پس چرا در دنيا همچنين ننگرد ؟ و چون حال بيشتر خلق در دين به از او باشد ، و حال او در دنيا به از حال بيشتر خلق ، پس چگونه شكر بر وى لازم نباشد ! و براى آن پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - گفت : من نظر في الدّنيا إلى من هو دونه و نظر في الدّين إلى من هو فوقه كتبه اللّه صابرا و شاكرا و من نظر في الدّنيا إلى من هو فوقه و في الدّين إلى من هو دونه لم يكتبه اللّه صابرا و لا شاكرا ، [ 159 ] اى ، هر كه در دنيا به دون خود نگرد و در دين به فوق خود ، حق تعالى او را صابر و شاكر ثبت فرمايد ، و هر كه در دنيا به فوق خود نگرد و در دين به دون خود ، حق تعالى وى را صابر و شاكر ثبت نفرمايد . پس اكنون هر كه حال خود را اعتبار كند و بدانچه مخصوص است به او تفتيش نمايد ، خداى را بر نفس خود نعمتهاى بسيار بيند ، خاصه كسى كه مخصوص باشد به سنّت و ايمان و علم و قرآن و فراغ و صحت و امن و غير آن . و براى آن [ گفته‌اند :

--> ( 331 ) معيب ، معيوب .