الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

158

إحياء علوم الدين ( فارسى )

پس هر كه در ايشان كارى كند كه به احكام لايق نباشد بلكه مخالف غرضى باشد كه از حكم مقصود بود ، نعمت خداى را ناسپاسى كرده باشد . و كسى كه از ايشان گنج سازد بر ايشان ستم كرده بود ، و حكمتى كه در ايشان است باطل گردانيده . و چون كسى باشد كه حاكم مسلمانان را در زندانى حبس كند كه حكم به سبب آن ممتنع گردد . زيرا كه چون گنج ساخت ضايع كرد حاكم را ، و غرضى كه از آن مقصود است فايت گردانيد . و درمها براى زيد و عمر بخصوص نيافريده‌اند ، چه آحاد را در عين آن غرضى نيست . چه ايشان دو سنگ‌اند و براى آن آفريده شده‌اند تا در دستها مىگردند و ميان مردمان حكم مىكنند ، و معرّف مقادير و مقوّم مراتب مىباشند . پس حق تعالى خبر كرد كسانى را كه عاجزند از خواندن سطرهاى الهى كه بر صفحات [ 114 ] موجودات نوشته است به خط الهى كه در آن حرف و صوت نيست و به چشم بصر دريافته نشود ، بلكه به چشم بصيرت دريافته شود . اين ، جماعت عاجزان را خبر كرد به سخنى كه از پيغامبر - عليه السلام - شنيدند و فهم كردند تا به واسطهء حرف و صوت بديشان رسيد معنيى كه از ادراك آن عاجز بودند و گفت : وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ ، « 168 » اى ، كسانى كه زر و نقره را گنج مىسازند و در راه خداى نفقة نمىكنند ، مژده ده ايشان را به عذابى دردمند كننده . و هر كه از درمها و دينارها آوندى زرّين يا سيمين سازد ، نعمت را ناسپاسى كرده باشد و بد حالتر از آن كس بود كه گنج نهد . زيرا كه مثال اين مثال كسى باشد كه حاكم شهر را سخره گيرد در جولاهگى و كناسى و كارهايى كه مردمان خسيس كنند . پس حبس آسانتر از اين باشد . چه سفال و آهن و ارزيز و مس در حفظ مايعات قايم مقام زر و سيم باشند . و اوانى براى حفظ مايعات بايد ، و سفال و آهن در مقصودى كه مراد از نقود آن است بسنده نباشد . پس هر كه را اين منكشف نشود ، به ترجمهء الهى بر وى كشف كنند و گويند : من شرب في آنية من ذهب او فضّة فكأنّما يجرجر في بطنه نار جهنّم . اى ، هر كه در آوندى زرّين يا سيمين آب خورد چنانستى كه آتش دوزخ در شكم خود مىگرداند . مترجم مىگويد : يجرجر نار - به فتح راء و ضم آن - روايت كرده‌اند . به فتح راء معنى تقرير كرده شد . و به ضم راء معنى آن باشد كه « آتش دوزخ در شكم او آواز دهد » . و هر كه بر درمها و دينارها معاملهء ربا كند ناسپاس باشد و ظالم بود . چه ايشان براى غير ايشان آفريده شده‌اند نه براى نفس ايشان . زيرا كه در عين ايشان غرضى نيست . و چون در عين ايشان بازرگانى كند ، ايشان را مقصود گرفته باشد بر خلاف وضع حكمت . چه نقد را براى چيزى طلبيدن

--> ( 168 ) توبه 9 - 34 .