الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

93

إحياء علوم الدين ( فارسى )

در « كتاب رياضت نفس » ياد كرده‌ايم . و حاصل آن آن است كه چون حرص بيمار در خوردنى زيانكار قوى شود ، طريق او آن باشد كه بزرگى ضرر در خاطر آرد ، پس آن را [ 69 ] از چشم خود غايب كند ، پس به چيزى كه در صورت بدان نزديك باشد و ضرر آن بسيار نبود از آن تسلى نمايد ، پس به قوّت خوف بر درد گذاشتن آن صبر كند ، چه در همه حال از تلخى صبر چاره نيست ، پس علاج شهوت معاصى همچنين باشد . چون جوان مثلا كه شهوت وى را غلبه كند ، پس نتواند كه چشم و دل خود يا جوارح خود از سعى كردن سوى قضاى شهوت نگاه دارد . پس بايد كه ضرر گناه بينديشد بدان كه تخويفات كه در كتاب خداى و سنّت پيغامبر - عليه السلام - آمده است استقرا كند . و چون خوف او قوّت گيرد از سببهايى كه شهوت انگيزد دور شود . و انگيزندهء شهوت از بيرون است كه او حضور مشتهاست « 212 » و نگريستن در آن ، و علاج آن گريختن و عزلت است ، و [ از ] درون تناول طعامهاى لذيذ است ، و علاج آن گرسنگى و روزهء پيوسته است . و آن همه تمام نشود مگر به صبر ، و صبر نكند مگر از ترس ، و نترسد مگر از دانستن ، و نداند مگر از بصيرت و فكرت ، يا از سماع و تقليد . و اوّل كار حضور مجلسهاى ذكر است ، پس شنيدن به دلى كه مصروف شنيدن باشد و مجرد از ديگر مشغوليها ، پس به فكر كردن در آن براى تمام فهم . و از تمام آن هر آينه خوف زايد ، و چون خوف قوى شود به معونت آن صبر ميسر گردد ، و دواعى طلب علاج پيدا آيد ، و توفيق و تيسير الهى از وراى آن باشد . پس هر كه از دل خود حسن اصغا مبذول دارد ، و خوف در دل آرد و تقوى بر خود گمارد ، و ثواب را منتظر باشد ، و توحيد و معاد را مصدّق باشد ، « 213 » خداى - عز و جلّ - كارهاى نيكو را كه رضاى وى در آن باشد وى را ميسر كند . و هر كه بخل ورزد و خود را از خداى بى نياز داند ، و توحيد و معاد را منكر شود ، حق تعالى كارهاى بد را كه وى را به عذاب رساند بر وى آسان گرداند . پس آن چه بدان مشغول شده باشد از لذتهاى دنيا ، چون درافتد و هلاك شود وى را سود ندارد . و بر پيغامبران - عليهم السلام - جز نمودن راه راست نيست . و دنيا و آخرت خداى راست . سؤال از اين تقرير معلوم باشد كه مرجع كل كار به ايمان است ، زيرا كه ترك گناه جز به صبر ممكن نشود ، و صبر جز به معرفت خوف امكان ندارد ، و خوف حاصل نشود مگر به دانستن آن كه ضرر گناهان بزرگ است ، « 214 » و تصديق بدان كه ضرر گناه بزرگ است تصديق خداى و رسول اوست و آن ايمان است ، پس هر كه بر گناه اصرار نمايد اصرار او بدان باشد كه مؤمن نبود . جواب بدان كه اين براى فقد ايمان نباشد ، بلكه براى ضعف ايمان بود ، چه هر مؤمنى مصدّق است كه معصيت سبب دورى است از خداى ، و سبب عقوبت آخرت . و ليكن سبب افتادن او در

--> ( 212 ) مشتها ( از عربى مشتهى ) ، مطلوب ، خواسته . ( 213 ) عربى : و صدّق بالحسنى . . . و كذّب بالحسنى . . . ( مأخوذ از سورهء ليل 92 - 5 - 13 ) . ( 214 ) و الخوف لا يكون الا بالعلم و العلم لا يحصّل الا بالتصديق بعظم ضرر الذنوب ( زبيدى 8 - 625 ) .