الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
فهرست و مقدمه 11
إحياء علوم الدين ( فارسى )
سخنى ديگر 1 - انگيزهء غزالى براى نگارش « احيا » از زبان خودش به تحقيق مىدانم و سوگند بر زبان مىرانم كه اصرار تو را بر انكار حقيقت دين موجبى نيست ، مگر آن بيمارى كه بسيارى از مردمان اين روزگار را دامنگير شده و جمهور خلق بدان مفتون گشتهاند . بدان كه آخرت در آمدن شتاب دارد و دنيا را در رفتن درنگ نيست . أجل در غايت نزديكى است و سفر آخرت در نهايت دورى ، زاد اين سفر نيك اندك است و خطر آن سخت بزرگ ، و راه گريزش از هر سو بسته است . سپردن راه آخرت با نشيب و فراز بسيارش ، بى رفيق و راهبر ، در غايت دشوارى است . زيرا راهبران جهان آخرت عالمانى توانند بود كه وارثان پيامبران باشند ، عالمانى كه اكنون روزگار از وجودشان خالى گشته و در جايشان عالم نمايانى جاى گرفتهاند كه معروف را منكر مىدانند و منكر را معروف مىشمارند . بدين سبب علم دين مندرس شده و آثار يقين ناپيدا گشته است ، و اين گروه به خلق چنان وانمود كردهاند كه اقسام علم از سه بيرون نيست : يكى - علم فتواى احكامى كه حاكم و قاضى را بدان حاجت باشد تا چون ناكسان و فرومايگان دچار نزاع و خصومت شوند و چون سگان به جان هم افتند ، دفع نزاع و قطع خصومت آنان ممكن گردد . دوم - علم جدل كه وسيلهء مباهات و تفاخر شده ، و هر برترى جويى مىكوشد كه خصم عقيدتى خويش را به يارى آن سركوب سازد يا به إجبار به خاموشى وا دارد . سوم - علم سجع پردازى و بازى با ألفاظ كه مذكران را وسيلهاى شده تا با نيروى آن عوام را بفريبند و اوباش را در حلقهء مريدان خود جاى دهند . و چون تكيهء اين عالم نمايان بر اين سه فن دامى شده است براى طلب حرام و دست يافتن به مال و مقام ، و حقيقت علم راه آخرت و آن چه سلف صالح بر آن بودهاند در ميان خلق بى رونق و