الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

85

إحياء علوم الدين ( فارسى )

ماند به انگبين براى طلب شفا . و آن عادت جاهلان و احمقان است . پس فساد طبيبان دردى سخت است كه اصلا قابل علاج نيست . سؤال طريقى كه واعظ را سالك آن بايد شد با خلق در وعظ بيان كن . جواب بدان كه آن دراز است ، و استقصاى آن ممكن نيست . آرى به نوعهايى كه در گشادن عقدهء اصرار مردمان را بر ترك گناهان داشتن نافع باشد اشارت كنيم . و آن چهار است : نوع اوّل آن كه آيت‌هاى قرآن كه در تخويف گناهكاران و عاصيان وارد شده است ياد كند ، و همچنين اخبار و آثار كه در آن معنى آمده است . چون قول پيغامبر - عليه الصلاة و السلام : ما من يوم طلع فجره و لا ليلة غاب شفقها الاّ و ملكان يتجاوبان باربعة اصوات : يقول أحدهما يا ليت هذه الخلائق لم يخلقوا ، و يقول الآخر يا ليتهم إذ خلقوا علموا لما ذا خلقوا ، فيقول الآخر يا ليتهم إذ علموا لما ذا خلقوا عملوا بما علموا ، « 199 » و في بعضها : تجالسوا فتذاكروا ما علموا ، فيقول الآخر يا ليتهم إذ لم يعملوا بما علموا تابوا ممّا عملوا ، اى ، هيچ روزى كه صبح آن برآيد و هيچ شبى كه شفق آن فرو شود نيست [ 63 ] كه نه دو فريشته با يك ديگر سخن گويند به چهار آواز : يكى از ايشان گويد : كاشكى اين مردمان آفريده نشدندى ، و ديگرى گويد : كاشكى چون آفريده شدند بدانند كه براى چه آفريده شدند ، پس [ ديگرى ] گويد : كاشكى چون دانستند كه براى چه آفريده شدند بر آن چه دانستند كار كنند و در روايتي ديگر : بنشينند و يك ديگر را ياد دهند آن چه دانسته‌اند ، پس ديگرى گويد : كاشكى كه چون بر علم خود كار نكردند توبه كنند از آن چه كردند . و يكى از سلف گويد : چون بنده‌اى گناه كند فريشتهء دست راست ، كه امير است ، بر فرشتهء دست چپ گويد كه شش ساعت قلم از وى بردار . پس اگر توبه كند و از خداى آمرزش خواهد ، آن را بر وى ننويسند ، و اگر آمرزش نخواهد ، بنويسند . و يكى از سلف گفت كه هيچ بنده‌اى معصيت نكند كه نه جاى او از زمين دستورى خواهد كه وى را فرو برد ، و نه سقف از آسمان دستورى خواهد كه بر وى افتد ، پس حق تعالى زمين و آسمان را گويد كه دست از بندهء من بداريد و او را مهلت دهيد كه شما وى را نيافريده‌ايد ، و اگر آفريدهء شما باشد هر آينه بر وى ببخشاييد ، شايد كه او به من باز گردد و من او را بيامرزم ، شايد كه كارى شايسته كند ، من بديهاى او را به نيكى بدل كنم . اين است معنى قول حق تعالى : إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ ، اى ، بدرستى كه خداى - عز و جل - آسمان و زمين را نگاه مىدارد تا زايل نشوند ، و اگر زايل شوند هيچ كس جز او آن را نگاه ندارد . و در حديث عمر است - رضى اللّه عنه - كه مهرى در پايهء عرش آويخته است ، چون حرمتها بشكنند و حرامها حلال دارند ، خداى - عز و جل - مهر را بفرستد تا دل را بر آن چه در آن است ببندد .

--> ( 199 ) عربى : يا ليتهم إذ لم يعلموا لما ذا خلقوا عملوا بما علموا .