احمد غزالى
52
مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )
پس اگر در خواب مطالعه آن كنى كه مثالش نبود ، چون باز اين عالم آيى ، فظن خيرا و لا تسئل عن الخبر . هرچه از من بينى در آن عالم ، اگر قوت جان بود ، درين عالم آن را هيچ مثال نبود - « ان للّه جنة ليس فيها حور و لا قصور و لا لبن و لا عسل » 10 . و اگر قوت دل بود ، چنين بود كه « المص » ( 7 / 1 ) پس معبر چه داند كه اين چيست ؟ و اگر قوت سينه بود كه « فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ » ( 3 / 97 ) « فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ » ( 29 / 49 ) آن را در عالم خيال فريشتهء هست كه ملك الرؤيا خوانند . او را از متاع - البيت كسوتى سازد . چنان كه هركسى معنىاى كه در دل او بود بدان عبارت بدر تواند داد كه زبان او بود - اگر او عربى بود بتركى چون بدر تواند داد ؟ و اگر عجمى بود به عربيت چون بدر دهد ؟ - همچنين هرگه كه آدمى چيزى از لوح محفوظ مطالعه كند فرشتهء دنيا آن را كسوتى دنيوى در پوشد تا بسراى حكم تواند آمد . و كسوت از آنجا تواند بود كه در دماغ يابد . در دماغ كفشگر چيزى ديگر بود و در دماغ جولاه و حلاج و بقال و عالم چيزى ديگر . پس فرشته در متاع البيت نگرد و درخور معنى كسوتى طلبد ، زيرا كه هر روحى را قالبى ديگر بايد . ارواح سگ و خوك و گرگ و روباه
--> ( 119 ) - پس IM : يس ( با مد روى سين ) P - - اين IP : - M - - ( 124 ) - فى صدور M : و PI - - ( 125 ) - فريشته M : فرشته PI - - ( 126 ) - معنىاى : معنى PMI - - ( 127 ) - تواند داد : تواند آمد M توان داد IP - - ( 128 - 129 ) هرگه كه آدمى M : هركه آدمى كه P هركه آدمى I - - ( 129 ) - دنيوى M : - PI - - ( 132 ) - جولاه M : جولاهه PI - - و عالم M : - PI - - ( 133 ) - در متاع البيت M : متاع بيت PI - - خور M : - PI - - ( 134 ) - گرگ و روباه M : روباه و گرگ PI - -