احمد غزالى

45

مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )

عزيز من ، رحمت خداى بر دل عزيز تو باد . با اين دل و همت ، زادك اللّه من فضله وسعة رحمته و جعلك من عباده الصالحين . با اين همه عذر چه حاجت است ، كه يقين دانم كه اگرچه نرسيد ، از تو هيچ تقصير نبود . هذا مضى . * * * شكر كرده بودى كه « اكنون خشنودم كه در خوابت مىبينم » . اين بيت بتبرك ياد گير . بيت در خواب من از خيال تو خشنودم * آه ار نه عنايت خيالت بودى 3 نوشته بودى كه هيچ از خواب بدر نمىآورم . اى عزيز ، هرچه آدمى در خواب بيند دو قسم بود : قسمتى را ازين عالم كسوتى تواند بود كه معبر بداند كه آن چيست ، و قسمى را هيچ كسوت ممكن نبود . و قسمى ديگر بود در ميان هر دو طرف كه كسوتى دارد و ليكن معبرش حقيقت نداند ، چون « الم » * 4 و « حم » * و « طسم » * 5 مثلا كسوت ملكى دارد و ليكن

--> ( 11 ) - زادك PM : و زادك I - - ( 13 ) - تقصير PI : تقصيرى M - - ( 15 ) - بودى M : بود PI - - ( 17 ) - بيت PM : - I - - ( 22 ) - هر دو M : هر PI - - ( 23 ) - و حم و IP : - M - - طلسم M : طس PI - -