احمد غزالى

27

مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )

و اما . الخاطر فمغفور و حوالة مقبوله . اگر به تقاضائى رود هم بر عادت نويسد كه مرا بدان انسها مىبود كه اين شفقت مجبول نامعلول است . اشراق صفت بر اجسام زدند . نعت حراقت روى 6 دشمنان را شايد ، هرگز به هيچ دوست نشايد نمود ، زيرا كه او دشمن روى و ديده است . اى عزيز من ، عالمها درين مدت گشاده شد در خود . در آن امكان منحرق گرديده بود . نمىكند و مىگويد . تو نيز از زبان من بگوى : بيت متى ازددت تقصيرا يزدنى تفضيلا * كانى بالتقصير استوجب الفضلاء اى عزيز من و قرة العين من ، حكماى هند و روم گرد آمدند و بدرگاه صفاى آينه آمدند و گفتند ما در كار تو سرگردانيم . به حق وفا بر صفاى او دادند . او گفت : مرا زبانى هست ، امّا با كسى گويد كه روى من بىروى خود بيند . امّا مرا ترجمانى هست . روى چون روى بىرويى نيست و روى من بىروى خود نمىتوانيد ديد . بدرگاه ترجمان رويد . گفتند : « آن كيست » ؟ گفت : « حراقه » . بدرگاه او رفتند .

--> ( 25 ) - و اما M : با ما P باء I - - فمغفور M : مغفور IP - - به تقاضائى : بقاضى P نقاضى I - - هم MI : اسم P - - ( 26 ) - مجبول : محبول M مجبور P محبور I - - نامعلول IM : نامعلوم P - - ( 28 ) - نشايد M : نتوان IP - - و ديده است M : - PI - - ( 30 ) - گرديده I : گرديدن P گزيده M - - ( 31 ) - بيت P : شعر M ، - I - - ( 32 ) - تقصيرا : تفسيرا PM تقصير M - - ( 34 ) - من : - I - - و قرة العين من IP : - M - - ( 36 - 37 ) اما . . . ترجمانى هست PI : - M - -