احمد غزالى
13
مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )
وجود عرش و كرسى درو ذره نمايد . كدام نفس است كه گويد : « اللهم اعطنى ما يمكن و ما لا يمكن » ؟ « همت چو بلند شد همه دردسر است » اشارت بدين است . و هر همت كه در ممكنات است نه عالى بود . آن چون به دو رسد برسد . و چون علم دست بر وى باز ننهد « تعالوا نؤمن ساعة » حاصل باشد و اين مبادى اشراق ديموم ازليت است كه لباس كارها درو بسوزد . حديث محال درست است ، و سيتممه الوقت ان شاء اللّه تعالى . اى عزيز من ، محال و جائز و ممكن در ترازوى عقل بود ، و او مكيال ابواب الدّار است . خواجهء خانه ، اعنى النفس القدسية ، چون بمكيال امانت پيمايد ، نه هر چيزى را وزنى بود . محال و ممكن خود اينجا محال بود . و هذا فتح باب ، فتأمل . حديث مناسبت اسم اعظم با قدرت ازليت راست همچون نسبت سمع با بصر است يا نسبت مدرك سمع با مدرك بصر . اين نه سؤال درست است . در راه طلب گنگ و لال باش كه محك ازو معزول بود . حديث غلبهء صفات مذموم . بدانكه بر بساط صفا در اشراق انوار وقت همه چيزى روشنتر بود و آن منقبتى بزرگ بود . « لِيُبْدِيَ
--> ( 31 ) نمايد : + سؤال IP - - ( 32 ) چو I : چون PM - - ( 33 ) هر همت M : مرحمت IP - - ( 35 ) - مبادى PI : منادى M - - ( 38 ) - تعالى IM : - P . ( 38 ) - و او M : او PI - - ( 41 ) - اينجا PI : آنجا M - - ( 46 ) - غلبه : غلبت IPM - -