احمد غزالى

9

مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )

از ما شنيده بود كه متاع البيت ، اعنى آنچه سرّ قدر است ، در تعبيه ساز خلاف در درون غيبه غيب بشريت تا مستبقا خواهد بودن در درج و صندوق و خزاين مخبى و مخفى بود . اما چون بدر خواهند افگند اولا در ميان صحن السلام انسانيت و بحبوحة الامر آدميت نشرى و عرضى برود آنگاه بدر نبرند . سرّ اين ريا اين است . و چون به كنار دريا رسد ، صدق سباحت كند ، ريا غرق شود ، زيرا كه آن بهيمه كه اين متاع اوست ، « وَ لِأَنْعامِكُمْ » ( 79 / 33 و 80 / 32 ) ، هم بر ساحل بازماند . جواب : واقعهء بيمار و « حم عسق » و معنى آن . جان و جهان دو سرّ بدان . اول آنكه مكه حمىّ العزة است و حم حمى العشق است . لا إله الا اللّه ترجمان توحيد عشق است . حصينى آن حرم اين حصن است . راست گفتى حديث مكه . و ديگر سر ، بدان كه هرچه اسم معنى بدان نشست بر حروف و كلمات و بنان و بيان و زفان عاصى آمد ، كه در حضيض حدود نگنجد . بر علم و فهم عاصى بود . « العجز عن درك الادراك ادراك » 12 اين بود . فسيكشفه الوقت ، فيه عجايب الذخائر ، ان شاء اللّه تعالى . جواب ديگر : « حديث طلق خرقانى » . آن روزگار تو است كه در علم جنونى آورد . اما اسرافيل الوقت كه رزق مرتزقهء اهل الارض حواله با درگاه عزت سفينهء اوست مىبرنهد تا « عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها » ( 65 / 8 ) نرود و خرابيى نكند .