احمد غزالى
2
مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )
سؤال : چون صلوات دهيم بر ملائكه و انبيا و اوليا ، سرّ اين صلوات دادن چيست ؟ چون مقامات فريشتگان معلوم است و ترقى را باقدام ايشان راه نيست ، و چون انبيا را - صلوات اللّه عليهم - از صلوات ما زيادتى نباشد ، مقصود [ از ] صلوات بر هر قومى چه باشد ؟ سؤال : « أنا اول من تنشق 2 عنه الارض و لا فخر » كه مصطفى - صلى اللّه عليه و سلم - گفت چه معنى دارد ؟ واقعه : شنيدم كه مرا گفتند سرّ قدر و اسم اعظم و امانت هر سه بهم رود . راست است يا نه ؟ و معنى آن چه باشد ؟ سؤال : آن چيست كه شيخ ابو بكر بن عبد اللّه گفت - قدس اللّه روحه - كه واصلان راه معشوق واماندگان را در راه استقبال بينند ؟ سؤال : اينكه مريد گاهگاه در درون خود ريائى بيند با پير خود چه بود ، و ازالت آن شرط است اگر خود مىبايد ؟ واقعه : شيخ ابو الحسن خرقانى - رحمة اللّه عليه - سحرگاهى ديدم كه چون زنان بطلق نشسته 3 بود . او را گفتم : « زينهار زينهار اى شيخ ، اگر ترا فرزندى آيد من ديوانه شوم » . جواب داد كه : « مرا اين كار ضرورت است . تو خواه ديوانه شو ، خواه مشو » . واقعه : يكبار در پيش بيمارى از خود غايب شدم . كسى از من پرسيد كه « حم عسق ( 42 / 1 و 2 ) چه معنى دارد ؟ » من گفتم : « ارض بمكة » .