ابو القاسم عبد الكريم القشيري ( مترجم : فروزانفر )

مقدمهء مصحح 52

رساله قشيريه ( فارسى )

حسن بن احمد بن محمّد حرشى نيشابورى ( متولّد سال 325 و متوفّى رمضان 421 ) و ابو سعيد محمّد بن موسى بن الفضل صيرفى نيشابورى ( متوفّى ذىالحجّه سال 421 ) و ابو سعد عبد الرحمن سعدى ( متوفّى 433 ) سماع حديث كرده بود و هنگامى كه قشيرى ببغداد سفر كرد ( سال 448 ) از مشايخ خراسان و رى و بغداد در روايت حديث استفاده نمود و در علوم عربيّت و تفسير و كلام قوى دست و چيره زبان بود و با براعتى كه در تصوّف و علوم حقائق داشت بسبب بزرگ داشت و آزرم پدر در آن باره سخن نگفت ، مواعظ او بعد از پدر ( بنقل عبد الغافر ) جگرسوز و دل‌انگيز بود ، متولّد سال 414 و متوفّى ششم ذىالقعده سال 477 . دوم - ابو سعيد عبد الواحد ، دومين پسر قشيرى است كه مادرش امّ البنين فاطمه بود و از ابو الحسن علىّ بن ابو بكر محمّد طرازى و ابو عبد اللّه محمّد بن ابى اسحاق ابراهيم بن محمّد بن يحيى المزكّى و ابن باكويه و مادرش و عدّهء كثيرى از محدّثين حديث شنيده و بر طاهر بن حسين روقى طوسى علم كلام آموخته و مدت پانزده سال خطيب جامع منيعى نيشابور بود و هر جمعه از نو خطبه‌اى انشا مىكرد چنان كه هيچ‌گاه خطبه‌هاى او مكرّر نشد و هم در زمان زندگى پدرش در نظاميّهء نيشابور عصرهاى جمعه مجلس املا داشت ولى باحترام پدرش در بيان اصول طريقت زبان نمىگشود و تنها به روايت اخبار و جواب سؤالات و نقل حكايات پيشينيان بسنده مىكرد ليكن پس از وفات قشيرى متون تصوّف را با ذكر دقائق و حلّ مشكلات و آراسته بحكايات و اشعار مناسب شرح و تفسير مىنمود . وى به زبان عربى شعر مىسرود و سبكى سه قطعه از اشعار وى كه مجموعا هشت بيت مىشود در ذيل ترجمهء حالش آورده است . چنان كه پيش گفتيم او جزو مشايخ صوفيّه نيز بود و سيّد محمّد نوربخش در « مشجّرهء » خود نام وى را در سلسلهء پيران متصوّفه آورده و دربارهء او گفته است :