علي الجلابي الهجويري الغزنوي

29

كشف المحجوب ( فارسى )

رسيد كه از قطعيت نترسد ، رويم كويد رح من نعت الفقير حفظ سره و صيانة نفسه و اداء فرائضه آنك سرّش از اغراض محفوظ باشد و تنش از آفات مصون و احكام فرائض بر وى جارى چنانك آنچ بر اسرار كذرد اظهار را مشغول نكرداند * و آنچ بر اظهار كذرد اسرار را مشغول نكرداند و غلبهء آن از كزارد امر باز ندارد و اين علامت ازالت بشريّت بود كه كلّ بنده موافق حقّ كردد و اين هم بحقّ كردد ، بشر حافى كويد رح افضل المقامات اعتقاد الصبر على الفقر الى القبر اعتقاد كردن بر مداومت صبر بر درويشى و اين صبر كردن و اعتقاد كردن از جملهء مقامات بنده بود و فقر فناء مقامات بنده بود پس اعتقاد صبر بر فقر علامت رويت آفت اعمال بود و همّت فناء اوصاف امّا معنى ظاهر اين قول تفضيل فقرست بر غنا و اعتقاد كردن كى هركز روى نكردانم از طريق فقر ، شبلى كويد رح الفقير لا يستغنى بشيء دون اللّه * درويش دون حقّ به هيچ‌چيز آرام نيابد از آنچ جز وى مراد و * كامشان نباشد و ظاهر لفظ آنست كى جز به دو توانكرى نيابى چون او را يافتى توانكر شدى پس هستى تو دون وى است چون توانكرى بدون وى نيابى و * چون او را يافتى تو حجاب توانكرى كشتى و چون تو از راه برخيزى توانكر كى باشى و اين * معنى به حقيقت سخت غامض و لطيفست به نزديك اهل * اين معنى و حقيقت معنى اين آن بود كه الفقير لا يستغنى عنه يعنى فقير آن بود كى هركز * مر آن را غنا نباشد و اين آن