علي الجلابي الهجويري الغزنوي
مقدمه 8
كشف المحجوب ( فارسى )
استادان و مشايخ هجويرى : گرچه هجويرى از اغلب كسانى كه ديده است و يا با سخنان و شرح حالشان آشناست ، به احترام ياد مىكند اما تنى چند از اين بزرگان را ، استاد خود نام مىبرد : « و منهم زين اوتاد و شيخ عباد ابو الفضل محمد بن الحسن الختلى - رض - اقتداء من در اين طريقت بدوست ، عالم بود به علم تفسير و روايات و اندر تصوف مذهب جنيد داشت . . . » . « و منهم شيخ امام اوحد و اندر طريق خود مفرد ابو العباس احمد بن محمد الأشقانى - رض - اندر فنون علم اصولى و فروعى امام بود و اندر همه معنىها رسيده و مشايخ را بسيار ديده و از كبراء و اجلهء اهل تصوف بود . . . مرا با وى انسى عظيم بود و وى را بر من شفقتى صادق و اندر بعضى علوم استاد من بود » . و دربارهء ابو القاسم على بن عبد الله الگرگانى مىنويسد : « . . . روى دل همه اهل درگاه بد و بود و اعتماد جمله طالبان بر او . . . روزى من پيشخدمت شيخ نشسته بودم و احوال و نمودهاى خود را بر او مىنمودم . . . » . و از شرح حال ابو جعفر محمد بن المصباح الصيدلانى ، چنين برمىآيد كه هجويرى ، برخى از تصانيف وى را بر خوانده است : « . . . از رؤساى متصوفه بود و زبانى نيكو داشت اندر تحقيق و ميلى عظيم داشت به حسين بن منصور و بعضى از تصانيف وى برخواندم » و امام ابو القاسم قشيرى مؤلف « الرسالة » را همه جا « امام و استاد » مىنامد و ابو سعيد ابى الخير را « شاهنشاه محبان و ملك الملوك صوفيان » مىخواند .