علي الجلابي الهجويري الغزنوي

4

كشف المحجوب ( فارسى )

كنم تا اندر حال ابتداء كتاب و نيّت تمام كردن آن حكم و جواب ادا * كرده باشم و قصد بنده چون به ابتداى عمل وى به نيّت مقرون بود اكرچه وى را اندر آن عمل خلل پديدار آيد بنده بدان معذور باشد و از آن باشد كه پيغمبر صلعم كفت نيّة المؤمن خير من عمله نيّت كردن بابتداء عمل بهتر از ابتدا كردن عمل بىنيّت و نيّت اندر كارها سلطان عظيم است و برهان صادق كه بنده به يك نيّت از حكمى به حكم ديكر شود بىازآنكه بر ظاهرش هيچ تاثير پديدار آيد چنان كه يك چندى بىنيّت روزه كسى كرسنه باشد وى را بدان هيچ ثواب نباشد و چون بدل نيّت روزه * كرده باشد از مقرّبان كردد بى از اينكه * بر ظاهرش اثرى پديدار آيد چون مسافرى كه به شهرى در آيد و مدّتى باشد مقيم نكردد تا نيّت اقامت نكند و چون نيّت اقامت كرد مقيم كردد و مانند اين بسيارست پس نيّت خيرات اندر ابتداى عمل كزاردن حقّ آن باشد و اللّه اعلم فصل [ در غرض از اسم كتاب ] و آنچه كفتم كه اين كتاب را كشف المحجوب نام كردم مراد آن بود كه تا نام كتاب ناطق باشد بر آنچه اندر كتابست مر كروهى را كه بصيرت بود چون نام كتاب بشنوند دانند كه مراد از آن چه بوده است و بدانكه همه عالم از لطيفهء تحقيق خداوندى محجوب‌اند بجز اولياى خداى تعالى و جلّ و عزيزان در كاهش و چون اين كتاب اندر بيان راه حقّ بود و شرح كلمات و كشف حجب بشريّت جز اين نام وى را اندر خور نبود و به حقيقت كشف هلاك محجوب باشد همچنان‌كه حجاب هلاك مكاشف يعنى چنان كه نزديك طاقت دورى ندارد و دور طاقت نزديكى ندارد چون جانورى كه از سركه خيزد اندر هرچه افتد بميرد و آنچه از چيزهاى ديكر خيزد اندر سركه هلاك شود و طريق * سپردن معانى بسيار دشوار باشد جز