علي الجلابي الهجويري الغزنوي
مقدمه 36
كشف المحجوب ( فارسى )
ربانى ، خلق را به دو حواله نماند ، و آدم را به دو نسبت نه » و از اين قبيل عبارات در هر فصلى يكى دو جا ديده مىشود ، ولى نسبت به تمام كتاب بقياس صدى يك الى صدى دو بيش نيست ، و پيكر كتاب مزبور بسبك سامانى يكدست است ، و تأثير لغات عصر و آداب دبيرى زمان در آن غير محسوس و ناآميخته و قابل درك و تشخيص است و با جملههاى ديگر تحليل و تركيب نشده است . د - حذف افعال به قرينه حذف افعال در جملههاى متعاطفه به قرينه چنان كه فعلى در جملهء نخستين اثبات گردد و بقرينهء آن در جملههاى ديگر حذف شود ، مثال : « سرش از اغراض محفوظ باشد و تنش از آفات مصون و احكام فرائض بر وى جارى . » درين جمله فعل ( باشد ) بعد از لفظ مصون و جارى يعنى در پايان دو جملهء متعاطفه حذف گرديده است . گاه نيز افعال را بقرينهء معنوى حذف مىكند و اين روش در آن عصر بسيار نادر و كميابست : « پس غنا نعمت ، و اغراض اندر وى آفت ، و فقر نعمت ، و حرص اندر وى آفت ، معانى جمله نيكو ، روش اندر و مختلف ، و فقر فراغت از مادران ، و غنا مشغولى دل به غير ، چون فراغت آيد ، فقر از غنا اولاتر نه ، غنا كثرت متاع ، و فقر قلت متاع ، و متاع بجمله از آن خداوند . » ديده شد كه در تمام اين جملات متعاطفه افعال حذف شده و قرينهء لفظى نيز در بين نيست جز قرينه و نمودار معنوى كه مىنمايد فعل ( است ) حذف شده است . »