علي الجلابي الهجويري الغزنوي
مقدمه 31
كشف المحجوب ( فارسى )
خاورشناس روسى آن را در ( 1926 ) در لنينگراد بطبع رسانيده است ، و گويا يكى از مآخذ شيخ عطار در تذكره همين كتابست و حتى گاهى عبارت آن يكى بعينه درين يكى روايت مىشود و شكى نيست كه شيخ در نوشتن تذكرة الاوليا اين كتاب را يا منقولاتى از آن را در زير دست داشته است . اين كتاب از حيث سبك بالاتر و اصيلتر و به دورهء اول نزديكتر است تا ساير كتب صوفيه و مىتوان آن را يكى از كتب طراز اول شمرد كه هرچند در قرن پنجم تأليف شده و بيش از كتب قديم دستخوش تازى و لغتهاى آن زمانست ، اما باز نمونهء سبك قديم را از دست نداده و روىهمرفته داراى سبك كهنه است . افعال و لغات كهنه و غريب و استعمالات دورهء اول بتمامها درين كتاب ديده مىشود و از اين گذشته اصطلاحات خاصى نيز از خود دارد كه غالب آنها بعد ازين در كتب تصوف مطلع گرديده است . الف - لغات فارسى بشوليدن وقت : متفرق ساختن حواس - و صيغههاى ديگر هم از اين فعل دارد مثل : بشوليده - ببشولاند - ببشولانيد - ببشولد . پاىبازى : رقص . پاىجامه : پاىافزار . چهلهء پشتاپشت : چلههاى پياپى . گردپاى نشستن : چهار زانو . گروش : اسم مصدر از گرويدن . محاويدن ، بمحاواى : فراموش گردانيدن - فراموش گردان . بادناك : روزى كه باد زياد بود . بلنتر : بلندتر . دوستر : دوستتر . درستترين : درستترين . بترين : بدترين . هيچچيز : هيچچيز . هيجا : هيچ جا . برزش : ورزش . مهايستيدا : هان مايستيد . بوده گشتن : موجود شدن . پسندهكارى : اكتفا . پيوندانيدن : اتصال داشتن . خوار داشت : توهين و خوار ساختن .